irrefutability

[ایالات متحده]/ˌɪrɪˈfjʊːtəblɪti/
[بریتانیا]/ˌɪrɪˈfjuːtəˌbɪləti/

ترجمه

n. کیفیت غیرقابل رد بودن؛ حالت غیرقابل رد بودن؛ یک واقعیت یا بیان غیرقابل رد

عبارات و ترکیب‌ها

irrefutability principle

اصل انکارناپذیری

irrefutability argument

استدلال انکارناپذیر

irrefutability claim

ادعای انکارناپذیر

irrefutability standard

استاندارد انکارناپذیر

irrefutability test

آزمون انکارناپذیر

irrefutability factor

عامل انکارناپذیر

irrefutability evidence

اثبات انکارناپذیر

irrefutability aspect

جنبه انکارناپذیر

irrefutability notion

درک انکارناپذیر

irrefutability theory

نظریه انکارناپذیر

جملات نمونه

the irrefutability of the evidence convinced the jury.

اثبات‌ناپذیری شواهد، هیئت منصفه را متقاعد کرد.

scientists often seek the irrefutability of their theories.

دانشمندان اغلب به دنبال اثبات‌ناپذیری نظریات خود هستند.

his argument was based on the irrefutability of the facts.

استدلال او بر اساس اثبات‌ناپذیری حقایق استوار بود.

the irrefutability of the data supports the new policy.

اثبات‌ناپذیری داده‌ها از سیاست جدید حمایت می‌کند.

we need to demonstrate the irrefutability of our claims.

ما باید اثبات‌ناپذیری ادعای خود را نشان دهیم.

the irrefutability of his statements left no room for doubt.

اثبات‌ناپذیری اظهارات او جای شک و شبه را باقی نگذاشت.

she emphasized the irrefutability of her research findings.

او بر اثبات‌ناپذیری یافته‌های تحقیقاتی خود تاکید کرد.

in mathematics, the irrefutability of a proof is essential.

در ریاضیات، اثبات‌ناپذیری یک اثبات ضروری است.

philosophers debate the irrefutability of certain truths.

فیلسوفان در مورد اثبات‌ناپذیری برخی از حقایق بحث می‌کنند.

the irrefutability of climate change evidence is alarming.

اثبات‌ناپذیری شواهد تغییرات آب و هوایی نگران‌کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید