irresolutenesses

[ایالات متحده]/ˌɪrɪˈzɒl.juːtnəs/
[بریتانیا]/ˌɪrɪˈzɑː.luːt.nəs/

ترجمه

n. کیفیت عدم تصمیم‌گیری

عبارات و ترکیب‌ها

irresoluteness in decisions

عدم قاطعیت در تصمیم‌گیری

showing irresoluteness

نشان دادن عدم قاطعیت

irresoluteness breeds doubt

عدم قاطعیت شک را به وجود می‌آورد

overcome irresoluteness

غلبه بر عدم قاطعیت

irresoluteness in action

عدم قاطعیت در عمل

irresoluteness leads failure

عدم قاطعیت منجر به شکست می‌شود

confronting irresoluteness

مقابله با عدم قاطعیت

irresoluteness and anxiety

عدم قاطعیت و اضطراب

irresoluteness affects progress

عدم قاطعیت بر پیشرفت تأثیر می‌گذارد

irresoluteness in leadership

عدم قاطعیت در رهبری

جملات نمونه

his irresoluteness led to missed opportunities.

عدم قاطعیت او منجر به از دست دادن فرصت‌ها شد.

she struggled with her irresoluteness when making decisions.

او در هنگام تصمیم‌گیری با عدم قاطعیت خود دست و پنجه نرم می‌کرد.

the team's irresoluteness affected their performance.

عدم قاطعیت تیم بر عملکرد آنها تأثیر گذاشت.

his constant irresoluteness frustrated his colleagues.

عدم قاطعیت دائمی او همکارانش را ناامید کرد.

irresoluteness can lead to anxiety in high-pressure situations.

عدم قاطعیت می‌تواند منجر به اضطراب در شرایط پرفشار شود.

overcoming her irresoluteness was crucial for her career advancement.

غلبه بر عدم قاطعیت او برای پیشرفت شغلی‌اش بسیار مهم بود.

his irresoluteness was apparent during the negotiations.

عدم قاطعیت او در طول مذاکرات آشکار بود.

irresoluteness can hinder personal growth and development.

عدم قاطعیت می‌تواند مانع رشد و توسعه شخصی شود.

she often reflects on her past irresoluteness with regret.

او اغلب با حسرت به عدم قاطعیت گذشته خود فکر می‌کند.

his indecision stemmed from a deep sense of irresoluteness.

تصمیم نگرفتن او از یک حس عمیق عدم قاطعیت نشأت می‌گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید