| جمع | iseres |
isere now
ترجمه فارسی
isered
ترجمه فارسی
to isere
ترجمه فارسی
isere this
ترجمه فارسی
isered file
ترجمه فارسی
please isere
ترجمه فارسی
isere immediately
ترجمه فارسی
she wiped away her tears and tried to smile.
او چشمان خود را پاک کرد و سعی کرد لبخند بزند.
tears rolled down her cheeks as she read the letter.
در حالی که او نامه را می خواند، دماغه اش از آب می چشید.
the movie was so sad it made everyone cry tears of joy.
فیلم به گونه ای بسیار افسرده بود که همه را با دماغه خوشحالی می چشید.
he fought back his tears and remained strong for his family.
او دماغه خود را بازگرداند و برای خانواده اش قوی ماند.
tears fell like rain during the emotional farewell.
در جلسه فرودادن احساسی، دماغه از آب می چشید مانند باران.
the tears in her eyes showed how deeply she was moved.
دماغه ای که در چشمان او بود، نشان داد که چقدر او تحت تأثیر قرار گرفته است.
salt tears dried on her face as she stared out the window.
در حالی که او به پنجره نگاه می کرد، دماغه نمکی روی صورت او خشک شد.
tears of relief flooded his eyes when he heard the good news.
وقتی او خبر خوب را شنید، دماغه امیدواری از چشمان او جاری شد.
the little girl burst into tears when she dropped her ice cream.
وقتی دختر کوچک نان لرد خود را ریخت، دماغه ای از او جاری شد.
tears streamed down his face during the memorial service.
در طول مراسم یادبود، دماغه از روی صورت او جاری شد.
she could not hold back her tears any longer.
او دیگر نمی توانست دماغه خود را بازگرداند.
tears glittered on her eyelashes in the sunlight.
در نور خورشید، دماغه ای روی ر睫شان لامinate شد.
isere now
ترجمه فارسی
isered
ترجمه فارسی
to isere
ترجمه فارسی
isere this
ترجمه فارسی
isered file
ترجمه فارسی
please isere
ترجمه فارسی
isere immediately
ترجمه فارسی
she wiped away her tears and tried to smile.
او چشمان خود را پاک کرد و سعی کرد لبخند بزند.
tears rolled down her cheeks as she read the letter.
در حالی که او نامه را می خواند، دماغه اش از آب می چشید.
the movie was so sad it made everyone cry tears of joy.
فیلم به گونه ای بسیار افسرده بود که همه را با دماغه خوشحالی می چشید.
he fought back his tears and remained strong for his family.
او دماغه خود را بازگرداند و برای خانواده اش قوی ماند.
tears fell like rain during the emotional farewell.
در جلسه فرودادن احساسی، دماغه از آب می چشید مانند باران.
the tears in her eyes showed how deeply she was moved.
دماغه ای که در چشمان او بود، نشان داد که چقدر او تحت تأثیر قرار گرفته است.
salt tears dried on her face as she stared out the window.
در حالی که او به پنجره نگاه می کرد، دماغه نمکی روی صورت او خشک شد.
tears of relief flooded his eyes when he heard the good news.
وقتی او خبر خوب را شنید، دماغه امیدواری از چشمان او جاری شد.
the little girl burst into tears when she dropped her ice cream.
وقتی دختر کوچک نان لرد خود را ریخت، دماغه ای از او جاری شد.
tears streamed down his face during the memorial service.
در طول مراسم یادبود، دماغه از روی صورت او جاری شد.
she could not hold back her tears any longer.
او دیگر نمی توانست دماغه خود را بازگرداند.
tears glittered on her eyelashes in the sunlight.
در نور خورشید، دماغه ای روی ر睫شان لامinate شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید