isomerization

[ایالات متحده]/ˌaɪsəʊməraɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌaɪsəˌmɛrəˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روند تبدیل یک ایزومر به ایزومر دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

isomerization process

فرآیند بازآرایی

isomerization reaction

واکنش بازآرایی

isomerization catalyst

کاتالیزور بازآرایی

isomerization temperature

دمای بازآرایی

isomerization equilibrium

تعادل بازآرایی

isomerization yield

بازده بازآرایی

isomerization kinetics

کینتیک بازآرایی

isomerization mechanism

مکانیسم بازآرایی

isomerization conditions

شرایط بازآرایی

isomerization pathway

مسیر بازآرایی

جملات نمونه

isomerization is a crucial process in organic chemistry.

ایزومریزاسیون یک فرآیند حیاتی در شیمی آلی است.

the isomerization of glucose can lead to different sugar forms.

ایزومریزاسیون گلوکز می‌تواند منجر به شکل‌های مختلف قند شود.

understanding isomerization helps in drug design.

درک ایزومریزاسیون به طراحی دارو کمک می‌کند.

isomerization reactions often require specific catalysts.

واکنش‌های ایزومریزاسیون اغلب به کاتالیزورهای خاص نیاز دارند.

the study of isomerization is essential for biochemistry.

مطالعه ایزومریزاسیون برای زیوشیمی ضروری است.

isomerization can affect the properties of a substance.

ایزومریزاسیون می‌تواند بر خواص یک ماده تأثیر بگذارد.

temperature can influence the rate of isomerization.

دما می‌تواند بر سرعت ایزومریزاسیون تأثیر بگذارد.

isomerization is often used in petroleum refining.

ایزومریزاسیون اغلب در پالایش نفت استفاده می‌شود.

researchers are exploring new methods of isomerization.

محققان روش‌های جدیدی برای ایزومریزاسیون در حال بررسی هستند.

isomerization plays a role in metabolic pathways.

ایزومریزاسیون در مسیرهای متابولیکی نقش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید