itches

[ایالات متحده]/ɪtʃɪz/
[بریتانیا]/ɪtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شخص سوم مفرد خارش; داشتن احساس خارش
n. جمع خارش; یک تمایل قوی

عبارات و ترکیب‌ها

skin itches

خارش پوست

itchy itches

خارش های پوستی

allergies itches

خارش های آلرژیک

bug itches

خارش ناشی از حشرات

chronic itches

خارش مزمن

head itches

خارش سر

itchy skin

پوست خارش‌دار

body itches

خارش بدن

dry itches

خارش ناشی از خشکی

seasonal itches

خارش های فصلی

جملات نمونه

my skin itches after i swim in the pool.

پوست من بعد از شنا در استخر می‌خاره.

she has a strange itch that just won't go away.

او یک خارش عجیب دارد که اصلاً از بین نمی‌رود.

he itches to travel and explore new places.

او مشتاق سفر و کشف مکان‌های جدید است.

after wearing wool, my back itches terribly.

بعد از پوشیدن پشم، کمرم به شدت می‌خارد.

she itches for a new adventure every summer.

او هر تابستان مشتاق یک ماجراجویی جدید است.

his nose itches when he is allergic to pollen.

وقتی به گرده گل آلرژی دارد، بینی‌اش می‌خارد.

i always get an itch to read when it rains.

وقتی باران می‌بارد، همیشه هوس می‌کنم کتاب بخوانم.

she itches to learn how to play the guitar.

او مشتاق یادگیری نحوه نواختن گیتار است.

my dog itches a lot when he has fleas.

وقتی کک دارد، سگ من خیلی می‌خارد.

when i sit too long, my legs start to itch.

وقتی زیاد می‌نشینم، پاهایم شروع به خارش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید