tickles my fancy
من را به وجد میآورد
tickles your brain
ذهن شما را به تحرک وادارد
tickles the senses
حواس را تحریک میکند
tickles the ivories
نواختن روی صفحه پیانو را لذتبخش میکند
tickles the heart
قلب را به وجد میآورد
tickles the imagination
خلاقیت را تحریک میکند
tickles the toes
انگشتان پا را نوازش میکند
tickles the ear
گوش را نوازش میکند
tickles the palate
کام را تحریک میکند
it tickles when you touch my feet.
وقتی پای من را لمس میکنی، من را میخنداند.
the feather tickles my nose.
پر، پوزهام را میخنداند.
she tickles her baby to make him laugh.
او برای خنداندن نوزادش او را میخنداند.
he loves when his dog tickles him with its nose.
او عاشق این است که سگش با پوزهاش او را میخنداند.
the joke tickles my funny bone.
این شوخی استخوان خندهام را میخنداند.
the cold water tickles my skin.
آب سرد پوست من را میخنداند.
she tickles her friends during playtime.
او در زمان بازی دوستانش را میخنداند.
the kitten's paws tickle my hand.
پنجههای بچه گربه دست من را میخنداند.
it tickles my imagination to think of adventures.
فکر کردن به ماجراجوییها، تخیل من را میخنداند.
the surprise tickles her senses.
این غافلگیری حواس او را میخنداند.
tickles my fancy
من را به وجد میآورد
tickles your brain
ذهن شما را به تحرک وادارد
tickles the senses
حواس را تحریک میکند
tickles the ivories
نواختن روی صفحه پیانو را لذتبخش میکند
tickles the heart
قلب را به وجد میآورد
tickles the imagination
خلاقیت را تحریک میکند
tickles the toes
انگشتان پا را نوازش میکند
tickles the ear
گوش را نوازش میکند
tickles the palate
کام را تحریک میکند
it tickles when you touch my feet.
وقتی پای من را لمس میکنی، من را میخنداند.
the feather tickles my nose.
پر، پوزهام را میخنداند.
she tickles her baby to make him laugh.
او برای خنداندن نوزادش او را میخنداند.
he loves when his dog tickles him with its nose.
او عاشق این است که سگش با پوزهاش او را میخنداند.
the joke tickles my funny bone.
این شوخی استخوان خندهام را میخنداند.
the cold water tickles my skin.
آب سرد پوست من را میخنداند.
she tickles her friends during playtime.
او در زمان بازی دوستانش را میخنداند.
the kitten's paws tickle my hand.
پنجههای بچه گربه دست من را میخنداند.
it tickles my imagination to think of adventures.
فکر کردن به ماجراجوییها، تخیل من را میخنداند.
the surprise tickles her senses.
این غافلگیری حواس او را میخنداند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید