itchiness

[ایالات متحده]/ˈɪtʃinəs/
[بریتانیا]/ˈɪtʃinəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حس یا وضعیت خارش؛ احساس خارش
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

skin itchiness

خارش پوست

mild itchiness

خارش خفیف

severe itchiness

خارش شدید

persistent itchiness

خارش مداوم

sudden itchiness

خارش ناگهانی

itchiness relief

تسکین خارش

reduce itchiness

کاهش خارش

itchiness worsened

تشدید خارش

جملات نمونه

the new wool sweater caused mild itchiness on my neck.

سوییشر پشمی جدید باعث خارش ملایمی روی گردن من شد.

i woke up with itchiness and a red rash on my arms.

من با خارش و بثورات قرمز روی دست هایم از خواب بیدار شدم.

the doctor asked about the severity of the itchiness.

پزشک در مورد شدت خارش سوال کرد.

apply a thin layer of cream to relieve the itchiness.

برای تسکین خارش، یک لایه نازک کرم بمالید.

hot showers can make the itchiness worse.

حمام های داغ می توانند خارش را بدتر کنند.

stress seems to trigger itchiness for some people.

به نظر می رسد استرس باعث ایجاد خارش در برخی افراد می شود.

the itchiness spread from my wrist to my fingers.

خارش از مچ دست من به انگشتانم سرایت کرد.

i tried not to scratch, but the itchiness was intense.

سعی کردم نخاراشم، اما خارش شدید بود.

after switching detergents, the itchiness disappeared within two days.

پس از تغییر مواد شوینده، خارش طی دو روز از بین رفت.

the medication reduced the itchiness and calmed the irritation.

دارو خارش را کاهش داد و تحریک را تسکین داد.

seasonal allergies often cause itchiness in my eyes.

آلرژی های فصلی اغلب باعث خارش در چشمان من می شوند.

he complained of itchiness after using the new shampoo.

او پس از استفاده از شامپوی جدید از خارش شکایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید