hives

[ایالات متحده]/haɪvz/
[بریتانیا]/haɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راش پوستی خارش‌دار ناشی از واکنش آلرژیک؛ جمع زنبورک؛ ساختاری برای نگهداری زنبورها
v. قرار دادن زنبورها در یک زنبورک (شخص سوم مفرد)

عبارات و ترکیب‌ها

skin hives

خارش پوست

hives treatment

درمان گزیدگی

hives rash

ضد گزیدگی

hives allergy

آلرژی گزیدگی

hives symptoms

علائم گزیدگی

hives outbreak

شیوع گزیدگی

hives causes

علت گزیدگی

chronic hives

گزیدگی مزمن

hives reaction

واکنش گزیدگی

hives medication

داروی گزیدگی

جملات نمونه

she broke out in hives after eating shellfish.

او بعد از خوردن غذاهای دریایی دچار کهیر شد.

hives can be triggered by stress or allergies.

کهیر می‌تواند توسط استرس یا آلرژی تحریک شود.

he was advised to avoid foods that cause hives.

به او توصیه شد غذاهایی که باعث ایجاد کهیر می‌شوند را اجتناب کند.

applying cold compresses can relieve hives.

استفاده از کمپرس سرد می‌تواند کهیر را تسکین دهد.

hives often appear as raised red welts on the skin.

کهیر اغلب به صورت برجستگی‌های قرمز رنگ روی پوست ظاهر می‌شود.

she took antihistamines to treat her hives.

او برای درمان کهیر خود آنتی‌هیستامین مصرف کرد.

hives can be itchy and uncomfortable.

کهیر می‌تواند خارش و ناراحتی ایجاد کند.

he developed hives after being stung by a bee.

او بعد از اینکه توسط زنبور نیش زده شد، دچار کهیر شد.

hives can be a sign of an allergic reaction.

کهیر می‌تواند نشانه یک واکنش آلرژیک باشد.

she was surprised to find hives on her arms.

او از دیدن کهیر روی بازوهایش تعجب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید