itemizes

[ایالات متحده]/ˈaɪtəmaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈaɪtəmaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اقلام را به‌طور فردی فهرست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

itemizes expenses

لیست کردن هزینه‌ها

itemizes details

لیست کردن جزئیات

itemizes costs

لیست کردن هزینه‌ها

itemizes income

لیست کردن درآمدها

itemizes tasks

لیست کردن وظایف

itemizes benefits

لیست کردن مزایا

itemizes resources

لیست کردن منابع

itemizes options

لیست کردن گزینه‌ها

itemizes requirements

لیست کردن الزامات

itemizes features

لیست کردن ویژگی‌ها

جملات نمونه

the report itemizes all the expenses for the project.

گزارش تمام هزینه‌های پروژه را فهرست می‌کند.

she itemizes her goals for the year in her journal.

او اهداف خود را برای سال در دفترچه یادداشت خود فهرست می‌کند.

the teacher itemizes the requirements for the assignment.

معلم الزامات تکلیف را فهرست می‌کند.

the invoice itemizes each product purchased.

صورتحساب هر محصول خریداری شده را فهرست می‌کند.

he itemizes the benefits of the new software in his presentation.

او مزایای نرم‌افزار جدید را در ارائه خود فهرست می‌کند.

the contract itemizes the responsibilities of each party.

قرارداد مسئولیت‌های هر طرف را فهرست می‌کند.

the manual itemizes the steps for troubleshooting.

دفترچه راهنما مراحل عیب‌یابی را فهرست می‌کند.

the budget itemizes all projected income and expenses.

بودجه تمام درآمدها و هزینه‌های پیش‌بینی‌شده را فهرست می‌کند.

the list itemizes the necessary materials for the project.

لیست مواد لازم برای پروژه را فهرست می‌کند.

the presentation itemizes the key findings of the research.

ارائه یافته‌های کلیدی تحقیق را فهرست می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید