individuates

[ایالات متحده]/ɪndɪ'vɪdjʊeɪt/
[بریتانیا]/ˌɪndʒʊvɪdjʊet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فردیت دادن، شخصی‌سازی کردن

جملات نمونه

it is easy to individuate and enumerate the significant elements.

تشخیص و شمارش عناصر مهم آسان است.

Such characters individuate him from other writers.

این شخصیت‌ها او را از سایر نویسندگان متمایز می‌کند.

It is important to individuate oneself from one's parents as one grows older.

با افزایش سن، جدایی از والدین خود مهم است.

Psychologists study how individuals individuate themselves from the collective identity of a group.

روانشناسان مطالعه می‌کنند که چگونه افراد خود را از هویت جمعی یک گروه جدا می‌کنند.

In order to individuate, one must explore their own beliefs and values.

برای فردیت بخشیدن، فرد باید باورها و ارزش‌های خود را کشف کند.

It can be challenging to individuate in a society that values conformity.

فردیت بخشیدن در جامعه‌ای که ارزش‌های انطباق را دارد می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

Adolescents often individuate themselves by asserting their independence from their parents.

نوجوانان اغلب با ابراز استقلال خود از والدین خود فردیت می‌یابند.

Individuating from a toxic relationship can be a difficult but necessary process.

جدایی از یک رابطه سمی می‌تواند یک فرآیند دشوار اما ضروری باشد.

The therapist helped the client individuate their own thoughts and feelings from those of others.

درمانگر به مشتری کمک کرد تا افکار و احساسات خود را از دیگران جدا کند.

As twins, they struggled to individuate and establish their own identities.

آنها به عنوان دوقلو با جدایی و ایجاد هویت خود دست و پنجه نرم کردند.

Individuating from societal norms can lead to a deeper understanding of oneself.

فردیت بخشیدن از هنجارهای اجتماعی می‌تواند منجر به درک عمیق‌تری از خود شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید