itinerations

[ایالات متحده]/aɪˌtɪn.əˈreɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/aɪˌtɪn.əˈreɪ.ʃənz/

ترجمه

n. عمل سفر از مکانی به مکان دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

frequent itinerations

سفر‌های مکرر

various itinerations

سفر‌های متنوع

specific itinerations

سفر‌های مشخص

planned itinerations

سفر‌های برنامه‌ریزی‌شده

multiple itinerations

سفر‌های متعدد

iterative itinerations

سفر‌های تکراری

new itinerations

سفر‌های جدید

final itinerations

سفر‌های نهایی

recent itinerations

سفر‌های اخیر

future itinerations

سفر‌های آینده

جملات نمونه

his itinerations through europe were filled with adventure.

سفر او به اروپا مملو از ماجراجویی بود.

she documented her itinerations in a travel blog.

او سفرهايش را در يک وبلاگ سفر مستند کرد.

the artist's itinerations inspired a new series of paintings.

سفرهاى هنرمند الهام‌بخش یک مجموعه جدید نقاشى‌ها بودند.

itinerations can help broaden one's perspective on life.

سفرها می‌توانند به گسترش دیدگاه یک فرد در مورد زندگی کمک کنند.

his itinerations through various cultures enriched his understanding.

سفر او به فرهنگ‌های مختلف، درک او را غنى کرد.

they planned their itinerations carefully to maximize their experiences.

آنها سفرهاى خود را با دقت برنامه‌ريزى کردند تا بیشترین تجربه را کسب کنند.

her itinerations often included visits to historical landmarks.

سفرهاى او اغلب شامل بازدید از مکان‌هاى تاریخی بود.

itinerations across the country revealed diverse landscapes.

سفرها در سراسر کشور مناظر متنوعی را نشان داد.

he enjoyed sharing stories from his itinerations with friends.

او از به اشتراک گذاشتن داستان‌ها از سفرهايش با دوستانش لذت می‌برد.

the company's itinerations in the market led to significant growth.

سفرهاى شرکت در بازار منجر به رشد قابل توجهى شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید