jabbings

[ایالات متحده]/ˈdʒæbɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdʒæbɪŋz/

ترجمه

n. عمل چنگ زدن یا ضربه زدن؛ یک تزریق، به ویژه واکسیناسیون
v. با یک حرکت سریع چنگ زدن یا ضربه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

frequent jabbings

jabهای مکرر

painful jabbings

jabهای دردناک

sharp jabbings

jabهای تیز

quick jabbings

jabهای سریع

unexpected jabbings

jabهای غیرمنتظره

occasional jabbings

jabهای گاه به گاه

light jabbings

jabهای سبک

repeated jabbings

jabهای تکراری

minor jabbings

jabهای جزئی

constant jabbings

jabهای مداوم

جملات نمونه

she winced at the jabbings of the needles during her vaccination.

او در هنگام واکسیناسیون از ضربه‌های سوزن‌ها منقبض شد.

the jabbings of the cactus needles left her hands sore.

ضربه‌های سوزن‌های کاکتوس باعث درد دست‌هایش شد.

he felt the jabbings of criticism after his presentation.

او پس از ارائه خود، ضربه‌های انتقاد را احساس کرد.

the jabbings of the cold wind made her shiver.

ضربه‌های باد سرد باعث لرزش او شد.

she described the jabbings of anxiety before the big exam.

او اضطراب را قبل از امتحان بزرگ توصیف کرد.

the jabbings of the dog’s teeth during playtime were playful, not aggressive.

ضربه‌های دندان‌های سگ در هنگام بازی، بازیگوشانه و نه تهاجمی بودند.

his jabbings with the pencil showed his frustration.

ضربه‌های او با مداد نشان دهنده ناراحتی او بود.

the jabbings of the waves against the shore were soothing.

ضربه‌های امواج به ساحل آرامش بخش بود.

she felt the jabbings of guilt after lying to her friend.

او پس از دروغ گفتن به دوستش، احساس گناه کرد.

the jabbings of the thorns made it difficult to pick the flowers.

ضربه‌های خارها باعث شد که چیدن گل‌ها دشوار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید