jails

[ایالات متحده]/dʒeɪlz/
[بریتانیا]/dʒeɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که زندانیان در آنجا نگهداری می‌شوند
v. کسی را در زندان محبوس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

city jails

زندان‌های شهری

county jails

زندان‌های شهرستان

state jails

زندان‌های ایالتی

women's jails

زندان‌های زنان

juvenile jails

زندان‌های جوانان

federal jails

زندان‌های فدرال

local jails

زندان‌های محلی

private jails

زندان‌های خصوصی

detention jails

زندان‌های بازداشت

temporary jails

زندان‌های موقت

جملات نمونه

many jails are overcrowded and lack proper facilities.

بسیاری از زندان‌ها بیش از حد ظرفیت دارند و فاقد امکانات مناسب هستند.

some jails offer rehabilitation programs for inmates.

برخی از زندان‌ها برنامه‌های توان‌بخشی برای زندانیان ارائه می‌دهند.

jails are designed to keep offenders away from society.

زندان‌ها برای دور نگه داشتن مجرمان از جامعه طراحی شده‌اند.

prison reform advocates argue for better conditions in jails.

فعالان اصلاح زندان برای بهبود شرایط در زندان‌ها استدلال می‌کنند.

jails often struggle with mental health issues among inmates.

زندان‌ها اغلب با مشکلات سلامت روان در بین زندانیان دست و پنجه نرم می‌کنند.

many jails are located in rural areas to reduce costs.

بسیاری از زندان‌ها در مناطق روستایی واقع شده‌اند تا هزینه‌ها کاهش یابد.

some jails have programs that allow inmates to work.

برخی از زندان‌ها برنامه‌هایی دارند که به زندانیان اجازه می‌دهد کار کنند.

jails can sometimes be a place for reflection and change.

زندان‌ها گاهی اوقات می‌توانند مکانی برای تفکر و تغییر باشند.

in some countries, jails are used for political prisoners.

در برخی کشورها، از زندان‌ها برای زندانیان سیاسی استفاده می‌شود.

jails need to provide adequate healthcare for inmates.

زندان‌ها باید خدمات درمانی مناسب برای زندانیان ارائه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید