lockup

[ایالات متحده]/ˈlɒkʌp/
[بریتانیا]/ˈlɑːkʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمانی که یک ساختمان قفل یا ایمن شده است؛ مکانی برای بازداشت زندانیان؛ یک زندان؛ عمل قفل کردن کسی؛ حبس

عبارات و ترکیب‌ها

lockup period

دوره قفل

lockup agreement

توافقنامه قفل

lockup facility

امکانات قفل

lockup provision

ضمانت قفل

lockup risk

ریسک قفل

lockup clause

ماده قفل

lockup stock

سهام قفل

lockup model

مدل قفل

lockup option

گزینه قفل

lockup strategy

استراتژی قفل

جملات نمونه

the bank's lockup period lasts for six months.

دوره انتظار بانک به مدت شش ماه طول می کشد.

investors must understand the implications of a lockup agreement.

سرمایه گذاران باید پیامدهای یک قرارداد قفل را درک کنند.

after the lockup, shares can be freely traded.

پس از قفل، سهام می تواند آزادانه معامله شود.

the lockup prevents early investors from selling their stocks.

قفل از فروش سهام توسط سرمایه گذاران اولیه جلوگیری می کند.

many companies implement a lockup to stabilize their stock prices.

بسیاری از شرکت ها از قفل برای تثبیت قیمت سهام خود استفاده می کنند.

understanding the lockup terms is crucial for new investors.

درک شرایط قفل برای سرمایه گذاران جدید بسیار مهم است.

he was excited about the end of the lockup period.

او از پایان دوره قفل هیجان زده بود.

the lockup agreement was designed to protect the company's interests.

قرارداد قفل برای محافظت از منافع شرکت طراحی شده بود.

during the lockup, no shares can be sold.

در طول قفل، نمی توان هیچ سهامی را فروخت.

she carefully reviewed the lockup conditions before signing.

او قبل از امضای قرارداد، شرایط قفل را با دقت بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید