jams

[ایالات متحده]/dʒæmz/
[بریتانیا]/dʒæmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شلوارک‌های گشاد؛ پیژامه‌های کوتاه

عبارات و ترکیب‌ها

traffic jams

ترافیک سنگین

fruit jams

مربای میوه

jam sessions

جلسات بداهه

jam-packed

شلوغ و پرجمعیت

jams on

ترافیک در

jams together

همراه با ترافیک

jams up

ایجاد ترافیک

jams out

بیرون رفتن از ترافیک

jams with

ترافیک با

jams down

کاهش ترافیک

جملات نمونه

she loves to make fruit jams in the summer.

او عاشق درست کردن مرباهای میوه در تابستان است.

the radio often jams during bad weather.

در هوای بد، رادیو اغلب دچار اختلال می شود.

traffic jams can be very frustrating.

ترافیک سنگین می تواند بسیار خسته کننده باشد.

he always brings homemade jams to family gatherings.

او همیشه مرباهای خانگی به دورهمی های خانوادگی می آورد.

the printer jams when it runs out of paper.

وقتی جوهر آن تمام شود، چاپگر دچار مشکل می شود.

they sell a variety of jams at the farmer's market.

آنها انواع مربا را در بازار کشاورزان می فروشند.

she spread some strawberry jams on her toast.

او مقداری مربای توت فرنگی روی نان تست خود مالید.

we often get stuck in traffic jams on our way to work.

ما اغلب در مسیر رفتن به سر کار در ترافیک سنگین گیر می کنیم.

he found a great recipe for homemade jams.

او یک دستور العمل عالی برای مرباهای خانگی پیدا کرد.

the signal jams when too many people are using it.

وقتی افراد زیادی از آن استفاده می کنند، سیگنال دچار اختلال می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید