| جمع | jegs |
jeg forstår
من متوجه میشوم
jeg tror
من فکر میکنم
jeg vet
من میدانم
jeg lurer på
من علاقهمند هستم
jeg håper
امیدوارم
jeg vil ha
من میخواهم
jeg liker
من دوست دارم
jeg må gå
من باید بروم
jeg er lei
من خستهام
jeg har det bra
من به خوبی هستم
i am going to the store today.
امروز به فروشگاه میروم.
i have a beautiful dog.
من یک سگ زیبای دارم.
i like to read books in the evening.
من دوست دارم در شب کتاب بخوانم.
i can speak three languages.
من میتوانم سه زبان را صحبت کنم.
i must finish my homework before dinner.
من باید قبل از شام تکالیفم را تمام کنم.
i know the answer to this question.
من جواب این سوال را میدانم.
i believe everything will be okay.
من باور دارم همه چیز خوب خواهد شد.
i hope you feel better soon.
امیدوارم زودتر بهتر شوی.
i think this is the best restaurant in town.
من فکر میکنم این بهترین رستوران شهر است.
i forgot my keys at home.
من کلیدهایم را در خانه فراموش کردم.
i remember meeting you last summer.
من یادم میآید که سال گذشته با تو آشنا شدم.
i eat breakfast at seven o'clock every morning.
من هر صبح در ساعت هفت صبحانه میخورم.
i drink coffee with my breakfast.
من با صبحانه خود قهوه مینوشم.
i usually sleep around midnight.
من معمولاً در حدود نیمهشب خواب میکنم.
i go to work by bus every day.
من هر روز با اتوبوس به کار میروم.
jeg forstår
من متوجه میشوم
jeg tror
من فکر میکنم
jeg vet
من میدانم
jeg lurer på
من علاقهمند هستم
jeg håper
امیدوارم
jeg vil ha
من میخواهم
jeg liker
من دوست دارم
jeg må gå
من باید بروم
jeg er lei
من خستهام
jeg har det bra
من به خوبی هستم
i am going to the store today.
امروز به فروشگاه میروم.
i have a beautiful dog.
من یک سگ زیبای دارم.
i like to read books in the evening.
من دوست دارم در شب کتاب بخوانم.
i can speak three languages.
من میتوانم سه زبان را صحبت کنم.
i must finish my homework before dinner.
من باید قبل از شام تکالیفم را تمام کنم.
i know the answer to this question.
من جواب این سوال را میدانم.
i believe everything will be okay.
من باور دارم همه چیز خوب خواهد شد.
i hope you feel better soon.
امیدوارم زودتر بهتر شوی.
i think this is the best restaurant in town.
من فکر میکنم این بهترین رستوران شهر است.
i forgot my keys at home.
من کلیدهایم را در خانه فراموش کردم.
i remember meeting you last summer.
من یادم میآید که سال گذشته با تو آشنا شدم.
i eat breakfast at seven o'clock every morning.
من هر صبح در ساعت هفت صبحانه میخورم.
i drink coffee with my breakfast.
من با صبحانه خود قهوه مینوشم.
i usually sleep around midnight.
من معمولاً در حدود نیمهشب خواب میکنم.
i go to work by bus every day.
من هر روز با اتوبوس به کار میروم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید