jettisoned

[ایالات متحده]/ˈdʒɛtɪsənd/
[بریتانیا]/ˈdʒɛtɪsənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را رها کردن یا دور انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

jettisoned cargo

بار دور ریخته شده

jettisoned plans

طرح‌های رها شده

jettisoned ideas

ایده‌های رها شده

jettisoned weight

وزن رها شده

jettisoned materials

مواد رها شده

jettisoned equipment

تجهیزات رها شده

jettisoned resources

منابع رها شده

jettisoned baggage

چمدان رها شده

jettisoned strategies

استراتژی‌های رها شده

jettisoned options

گزینه‌های رها شده

جملات نمونه

the crew jettisoned the cargo to lighten the load.

خدمه بار را به بیرون پرتاب کردند تا بار را سبک کنند.

in an emergency, they jettisoned unnecessary equipment.

در شرایط اضطراری، آنها تجهیزات غیرضروری را به بیرون پرتاب کردند.

the company jettisoned its outdated policies.

شرکت سیاست‌های قدیمی خود را کنار گذاشت.

he decided to jettison his old habits for a healthier lifestyle.

او تصمیم گرفت عادات قدیمی خود را کنار بگذارد تا یک سبک زندگی سالم تر داشته باشد.

during the flight, they jettisoned fuel to avoid a crash landing.

در طول پرواز، آنها سوخت را به بیرون پرتاب کردند تا از فرود اضطراری جلوگیری کنند.

the team jettisoned their initial plan after realizing its flaws.

تیم طرح اولیه خود را پس از متوجه شدن نقص‌های آن کنار گذاشت.

she jettisoned the idea when it proved unfeasible.

وقتی غیرممکن بودن آن ثابت شد، او این ایده را کنار گذاشت.

to save time, they jettisoned the less important tasks.

برای صرفه جویی در زمان، آنها وظایف کم اهمیت تر را کنار گذاشتند.

the captain ordered the crew to jettison the ballast.

کاپیتان دستور داد خدمه بار را به بیرون پرتاب کنند.

after the review, they jettisoned the redundant features from the software.

پس از بررسی، آنها ویژگی‌های تکراری را از نرم افزار حذف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید