jibed with
با آن همخوانی داشت
jibed at
در برابر آن
jibed together
با هم همخوانی داشت
jibed well
خوب همخوانی داشت
jibed nicely
به خوبی همخوانی داشت
jibed closely
به طور دقیق همخوانی داشت
jibed perfectly
به طور کامل همخوانی داشت
jibed easily
به راحتی همخوانی داشت
jibed smoothly
به طور روان همخوانی داشت
jibed right
درست همخوانی داشت
their opinions jibed perfectly during the discussion.
دیدگاههای آنها در طول بحث به طور کامل با هم همخوانی داشت.
his actions jibed with his words, showing sincerity.
عملکرد او با حرفهایش همخوانی داشت و نشاندهنده صداقت بود.
the plans for the project jibed with the budget constraints.
برنامههای پروژه با محدودیتهای بودجه همخوانی داشت.
her story jibed with the evidence presented in court.
داستان او با شواهدی که در دادگاه ارائه شد، همخوانی داشت.
they found that their experiences jibed in many ways.
آنها متوجه شدند که تجربیات آنها در بسیاری از جنبهها با هم همخوانی دارد.
the data collected jibed with previous research findings.
اطلاعات جمعآوریشده با یافتههای تحقیقات قبلی همخوانی داشت.
his views on climate change jibed with scientific consensus.
دیدگاه او در مورد تغییرات آب و هوایی با اجماع علمی همخوانی داشت.
her feelings jibed with the sentiments expressed by the group.
احساسات او با احساساتی که گروه بیان کرد، همخوانی داشت.
the results of the survey jibed with our expectations.
نتایج نظرسنجی با انتظارات ما همخوانی داشت.
his explanation jibed with the information i had received.
توضیحات او با اطلاعاتی که من دریافت کرده بودم، همخوانی داشت.
jibed with
با آن همخوانی داشت
jibed at
در برابر آن
jibed together
با هم همخوانی داشت
jibed well
خوب همخوانی داشت
jibed nicely
به خوبی همخوانی داشت
jibed closely
به طور دقیق همخوانی داشت
jibed perfectly
به طور کامل همخوانی داشت
jibed easily
به راحتی همخوانی داشت
jibed smoothly
به طور روان همخوانی داشت
jibed right
درست همخوانی داشت
their opinions jibed perfectly during the discussion.
دیدگاههای آنها در طول بحث به طور کامل با هم همخوانی داشت.
his actions jibed with his words, showing sincerity.
عملکرد او با حرفهایش همخوانی داشت و نشاندهنده صداقت بود.
the plans for the project jibed with the budget constraints.
برنامههای پروژه با محدودیتهای بودجه همخوانی داشت.
her story jibed with the evidence presented in court.
داستان او با شواهدی که در دادگاه ارائه شد، همخوانی داشت.
they found that their experiences jibed in many ways.
آنها متوجه شدند که تجربیات آنها در بسیاری از جنبهها با هم همخوانی دارد.
the data collected jibed with previous research findings.
اطلاعات جمعآوریشده با یافتههای تحقیقات قبلی همخوانی داشت.
his views on climate change jibed with scientific consensus.
دیدگاه او در مورد تغییرات آب و هوایی با اجماع علمی همخوانی داشت.
her feelings jibed with the sentiments expressed by the group.
احساسات او با احساساتی که گروه بیان کرد، همخوانی داشت.
the results of the survey jibed with our expectations.
نتایج نظرسنجی با انتظارات ما همخوانی داشت.
his explanation jibed with the information i had received.
توضیحات او با اطلاعاتی که من دریافت کرده بودم، همخوانی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید