jibed

[ایالات متحده]/dʒaɪbd/
[بریتانیا]/dʒaɪbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته jibe؛ با هم هماهنگ بودن؛ مطابقت داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

jibed with

با آن همخوانی داشت

jibed at

در برابر آن

jibed together

با هم همخوانی داشت

jibed well

خوب همخوانی داشت

jibed nicely

به خوبی همخوانی داشت

jibed closely

به طور دقیق همخوانی داشت

jibed perfectly

به طور کامل همخوانی داشت

jibed easily

به راحتی همخوانی داشت

jibed smoothly

به طور روان همخوانی داشت

jibed right

درست همخوانی داشت

جملات نمونه

their opinions jibed perfectly during the discussion.

دیدگاه‌های آنها در طول بحث به طور کامل با هم همخوانی داشت.

his actions jibed with his words, showing sincerity.

عملکرد او با حرف‌هایش همخوانی داشت و نشان‌دهنده صداقت بود.

the plans for the project jibed with the budget constraints.

برنامه‌های پروژه با محدودیت‌های بودجه همخوانی داشت.

her story jibed with the evidence presented in court.

داستان او با شواهدی که در دادگاه ارائه شد، همخوانی داشت.

they found that their experiences jibed in many ways.

آنها متوجه شدند که تجربیات آنها در بسیاری از جنبه‌ها با هم همخوانی دارد.

the data collected jibed with previous research findings.

اطلاعات جمع‌آوری‌شده با یافته‌های تحقیقات قبلی همخوانی داشت.

his views on climate change jibed with scientific consensus.

دیدگاه او در مورد تغییرات آب و هوایی با اجماع علمی همخوانی داشت.

her feelings jibed with the sentiments expressed by the group.

احساسات او با احساساتی که گروه بیان کرد، همخوانی داشت.

the results of the survey jibed with our expectations.

نتایج نظرسنجی با انتظارات ما همخوانی داشت.

his explanation jibed with the information i had received.

توضیحات او با اطلاعاتی که من دریافت کرده بودم، همخوانی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید