tacked

[ایالات متحده]/tækt/
[بریتانیا]/tækt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارک tack; اضافه کردن یا مکمل کردن; نزدیک به باد با قایق بادبانی حرکت کردن; با دوخت‌های درشت دوختن

عبارات و ترکیب‌ها

tacked on

چسبانده شده

tacked down

چسبانده شده پایین

tacked up

چسبانده شده بالا

tacked away

دور چسبانده شده

tacked together

چسبانده شده کنار هم

tacked about

در مورد چسباندن

tacked inside

چسبانده شده داخل

tacked outside

چسبانده شده بیرون

tacked along

در طول چسباندن

tacked across

چسبانده شده از آن طرف

جملات نمونه

she tacked a notice on the bulletin board.

او اطلاعیه‌ای را روی تخته اعلانات نصب کرد.

the teacher tacked the students' artwork to the wall.

معلم آثار هنری دانش‌آموزان را به دیوار نصب کرد.

he tacked a new schedule onto the fridge.

او یک برنامه جدید را روی یخچال نصب کرد.

they tacked down the loose carpet edges.

آنها لبه‌های فرش شل را به زمین محکم کردند.

the committee tacked on additional items to the agenda.

کمیته اقلام اضافی را به دستور کار اضافه کرد.

she tacked up her favorite quotes around her desk.

او نقل قول‌های مورد علاقه خود را در اطراف میز خود نصب کرد.

the builder tacked the plans to the construction site fence.

سا constructor نقشه‌ها را به نرده سایت ساخت و ساز نصب کرد.

he tacked a map to the wall for reference.

او یک نقشه را برای ارجاع به دیوار نصب کرد.

they tacked the fabric onto the frame for the display.

آنها پارچه را برای نمایش به قاب نصب کردند.

the team tacked on extra points in the final minutes.

تیم در دقایق پایانی امتیازات اضافی را به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید