jibes

[ایالات متحده]/dʒaɪbz/
[بریتانیا]/dʒaɪbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع jibe; توافق یا مطابقت \nv. سوم شخص مفرد jibe; توافق کردن یا مطابقت داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

jibes with

هم‌راستا با

jibes at

نسبت به

jibes against

در برابر

jibes on

در مورد

jibes over

در مورد

jibes about

در مورد

jibes towards

به سمت

jibes in

در

jibes from

از

jibes during

در طول

جملات نمونه

the comedian's jibes about politics were well-received.

طعنه‌های کمدین درباره سیاست‌ها به خوبی پذیرفته شدند.

her playful jibes made the atmosphere more relaxed.

طعنه‌های بازیگوشانه او فضایی آرام‌تر ایجاد کرد.

he often jibes at his friends in a friendly manner.

او اغلب به روشی دوستانه با دوستانش طعنه می‌زد.

the jibes during the meeting lightened the mood.

طعنه‌هایی که در طول جلسه مطرح شد، فضا را شاداب کرد.

her jibes were meant to be humorous, not hurtful.

طعنه‌های او قرار بود خنده‌دار باشند، نه آسیب‌رسان.

he couldn't help but throw jibes at his rival.

او نتوانست از پرتاب طعنه به سمت رقیب خود چشم‌پوشی کند.

the jibes from the audience made the performer laugh.

طعنه‌هایی که از سوی تماشاچیان مطرح شد، باعث خنده مجری شد.

she took his jibes in stride and laughed it off.

او با خونسردی طعنه‌های او را پذیرفت و آن را نادیده گرفت.

his jibes often crossed the line into offensive territory.

طعنه‌های او اغلب از خط عبور می‌کردند و وارد قلمرو توهین‌آمیز می‌شدند.

the friendly jibes between colleagues fostered camaraderie.

طعنه‌های دوستانه بین همکاران باعث ایجاد صمیمیت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید