jig

[ایالات متحده]/dʒɪg/
[بریتانیا]/dʒɪɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رقصی شاداب یا موسیقی شاداب برای رقصیدن
vt. & vi. به سرعت بالا و پایین حرکت کردن
Word Forms
جمعjigs
زمان گذشتهjigged
قسمت سوم فعلjigged
شکل سوم شخص مفردjigs
صفت یا فعل حال استمراریjigging

عبارات و ترکیب‌ها

dance a jig

رقصیدن یک جیگ

jig saw puzzle

پازل جیگ‌سا

jig fishing

ماهیگیری با جیگ

jigging for fish

جیگینگ برای ماهیگیری

jigging tool

ابزار جیگینگ

woodworking jig

جیگ نجاری

jig and fixture

جدا کننده و نگهدارنده

jig design

طراحی جیگ

jig manufacturing

تولید جیگ

welding jig

جیگ جوشکاری

drilling jig

جیگ سوراخکاری

جملات نمونه

jig a baby on one's knees

سر خوردن یک کودک روی زانو

jig up and down in excitement

بالا و پایین پریدن با هیجان

I went mad with joy and danced a little jig.

من از شادی دیوانه شدم و کمی رقصیدم.

The tire was whipped off and changed in jig time.

لاستیک به سرعت جدا شد و در زمان مناسب عوض شد.

I'm distracted by a nibble on my line: I jig it several times, but there is no responsive tug.

من به دلیل یک گاز زدن به نخم پراکنده شده ام: من چندین بار آن را تکان می دهم، اما هیچ کشش واکنشی وجود ندارد.

to do a jig

رقصیدن

to jiggle the handle

دستگیره را تکان دادن

to jiggle the baby to sleep

نوزاد را به آرامی تکان دادن تا بخوابد

to use a jig saw

از یک اره گردبر استفاده کردن

to jiggle the key in the lock

کلید را در قفل تکان دادن

to set up a jig for woodworking

چسباندن یک چوب برای نجاری

to jiggle the loose tooth

دندان لق را تکان دادن

to jig the bait in the water

طعمه را در آب تکان دادن

to jiggle the doorknob

درب را تکان دادن

to use a jig for drilling holes

از یک چوب برای سوراخکاری استفاده کردن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید