jiggler

[ایالات متحده]/ˈdʒɪɡlə/
[بریتانیا]/ˈdʒɪɡlər/

ترجمه

n. لرزش خفیف؛ حرکت جزئی (واژه‌ی جایگزین جیگل)
شکل‌های واژه
جمعjigglers

جملات نمونه

the technician used a key jig to make copies.

تکنیسیون از یک جیگ کلید برای ساخت کپی استفاده کرد.

the mouse jiggler prevents your computer from going to sleep.

جیگ موس از خوابیدن کامپیوتر شما جلوگیری می کند.

she employed a cable jiggler to remove the stuck wire.

او از یک جیگ کابل برای حذف سیم گیرکرده استفاده کرد.

the mechanic reached for a gear jiggler to realign the teeth.

مکانیک برای بازتنظیم دندانه ها به یک جیگ چرخ دنده دست زد.

use a bolt jiggler to loosen that rusty connection.

از یک جیگ پیچ برای شل شدن اتصال زنگ زدہ استفاده کنید.

the watchmaker inspected the mainspring jiggler for defects.

چک‌کننده ساعت عیب‌های جیگ فنر اصلی را بررسی کرد.

we need a new bottle jiggler for the production line.

ما برای خط تولید یک جیگ بطری جدید نیاز داریم.

the fisherman called the lure a jiggle jig.

چاله‌گر آن را یک جیگ جیگل نامید.

he set the valve jiggler to automatic mode.

او جیگ وانه را به حالت خودکار تنظیم کرد.

a tablet jiggler helps tablets fall into the tray.

یک جیگ جدول کمک می‌کند تا جداول در کاسه بارگذاری شوند.

the handle jiggler allows quick access to locked doors.

جیگ مقبض به دسترسی سریع به درهای قفل شده اجازه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید