wiggler

[ایالات متحده]/ˈwɪɡlə/
[بریتانیا]/ˈwɪɡlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که به صورت پیچشی حرکت می‌کند یا می‌لرزد؛ لارو پشه، به‌ویژه مرحله‌ی می‌لرزد
Word Forms
جمعwigglers

عبارات و ترکیب‌ها

wiggler worm

کرم ویگلر

wiggler fish

ماهی ویگلر

wiggler toy

اسباب بازی ویگلر

wiggler dance

رقص ویگلر

wiggler bug

حشره ویگلر

wiggler game

بازی ویگلر

wiggler action

عملکرد ویگلر

wiggler pattern

الگوی ویگلر

wiggler effect

اثر ویگلر

wiggler movement

حرکت ویگلر

جملات نمونه

the wiggler danced across the floor.

رقصنده در سراسر کف زمین می‌رقصید.

he found a wiggler in the garden.

او یک رقصنده را در باغ پیدا کرد.

the wiggler attracted the attention of the children.

رقصنده توجه کودکان را به خود جلب کرد.

she used a wiggler to catch fish.

او از رقصنده برای گرفتن ماهی استفاده کرد.

the wiggler was a popular toy among kids.

رقصنده یک اسباب بازی محبوب در بین کودکان بود.

he watched the wiggler move in the water.

او تماشاگر حرکت رقصنده در آب بود.

they created a game featuring a wiggler character.

آنها یک بازی با شخصیت رقصنده ایجاد کردند.

the wiggler's movements were mesmerizing.

حرکات رقصنده مسحور کننده بودند.

she painted a picture of a colorful wiggler.

او تصویری از یک رقصنده رنگارنگ کشید.

the wiggler was part of their science project.

رقصنده بخشی از پروژه علمی آنها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید