jigsaws

[ایالات متحده]/ˈdʒɪɡsɔːz/
[بریتانیا]/ˈdʒɪɡsɔːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعات پازل که با هم جفت می‌شوند تا تصویری را تشکیل دهند؛ بازی تخته‌ای که از قطعات متصل شونده ساخته شده است؛ چیزی که مرموز یا دشوار برای درک است

عبارات و ترکیب‌ها

jigsaws puzzle

پازل جورچین

jigsaws pieces

قطعات جورچین

jigsaws set

ست جورچین

jigsaws game

بازی جورچین

jigsaws design

طراحی جورچین

jigsaws collection

مجموعه جورچین

jigsaws challenge

چالش جورچین

jigsaws fun

سرگرمی جورچین

jigsaws art

هنر جورچین

jigsaws activity

فعالیت جورچین

جملات نمونه

she enjoys putting together jigsaws on rainy days.

او از کنار هم قرار دادن پازل‌ها در روزهای بارانی لذت می‌برد.

jigsaws can improve your problem-solving skills.

پازل‌ها می‌توانند مهارت‌های حل مسئله شما را بهبود بخشند.

he bought a new set of jigsaws for the weekend.

او یک مجموعه جدید پازل برای آخر هفته خرید.

they spent hours working on a challenging jigsaw puzzle.

آنها ساعت‌ها روی یک پازل چالش‌برانگیز کار کردند.

jigsaws are a great way to relax after a long day.

پازل‌ها راهی عالی برای آرامش بعد از یک روز طولانی هستند.

she prefers wooden jigsaws over cardboard ones.

او پازل‌های چوبی را بر پازل‌های مقوایی ترجیح می‌دهد.

completing jigsaws can be a satisfying experience.

کامل کردن پازل‌ها می‌تواند یک تجربه رضایت‌بخش باشد.

he collects vintage jigsaws from different countries.

او پازل‌های قدیمی را از کشورهای مختلف جمع‌آوری می‌کند.

jigsaws are often used in therapy for cognitive development.

پازل‌ها اغلب در درمان برای توسعه شناختی استفاده می‌شوند.

she challenged her friends to a jigsaw race.

او دوستانش را به یک مسابقه پازل به چالش کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید