shared jitney
جیتی اشتراکی
jitney service
خدمات جیتی
jitney ride
سوار شدن در جیتی
local jitney
جیتی محلی
jitney bus
اتوبوس جیتی
free jitney
جیتی رایگان
jitney fare
هزینه جیتی
jitney route
مسیر جیتی
airport jitney
جیتی فرودگاهی
jitney stop
ایستگاه جیتی
we took a jitney to the beach for a fun day in the sun.
ما با یک جیتنی به سمت ساحل رفتیم تا یک روز سرگرمکننده آفتابی داشته باشیم.
the jitney service runs every 15 minutes during peak hours.
خدمات جیتنی در ساعات اوج مصرف هر 15 دقیقه یکبار در حال اجرا است.
many locals prefer the jitney over traditional taxis for short trips.
بسیاری از مردم محلی جیتنی را به جای تاکسیهای سنتی برای سفرهای کوتاه ترجیح میدهند.
we had to wait for a jitney to arrive at the bus stop.
ما باید منتظر میماندیم تا یک جیتنی به ایستگاه اتوبوس برسد.
the jitney driver was friendly and shared local tips.
راننده جیتنی دوستانه بود و نکات محلی را به اشتراک گذاشت.
taking a jitney is often cheaper than a regular taxi fare.
استفاده از جیتنی اغلب ارزانتر از کرایه تاکسی معمولی است.
on weekends, the jitney is packed with tourists heading to the festival.
در آخر هفتهها، جیتنی مملو از گردشگرانی است که به سمت جشنواره میروند.
we enjoyed the scenic ride in the jitney through the countryside.
ما از سفر دیدنی با جیتنی در میان حومه روستا لذت بردیم.
the jitney stopped at all the popular attractions in the area.
جیتنی در تمام جاذبههای محبوب منطقه توقف کرد.
after the concert, we hopped on a jitney to get back to our hotel.
بعد از کنسرت، سوار جیتنی شدیم تا به هتل خود بازگردیم.
shared jitney
جیتی اشتراکی
jitney service
خدمات جیتی
jitney ride
سوار شدن در جیتی
local jitney
جیتی محلی
jitney bus
اتوبوس جیتی
free jitney
جیتی رایگان
jitney fare
هزینه جیتی
jitney route
مسیر جیتی
airport jitney
جیتی فرودگاهی
jitney stop
ایستگاه جیتی
we took a jitney to the beach for a fun day in the sun.
ما با یک جیتنی به سمت ساحل رفتیم تا یک روز سرگرمکننده آفتابی داشته باشیم.
the jitney service runs every 15 minutes during peak hours.
خدمات جیتنی در ساعات اوج مصرف هر 15 دقیقه یکبار در حال اجرا است.
many locals prefer the jitney over traditional taxis for short trips.
بسیاری از مردم محلی جیتنی را به جای تاکسیهای سنتی برای سفرهای کوتاه ترجیح میدهند.
we had to wait for a jitney to arrive at the bus stop.
ما باید منتظر میماندیم تا یک جیتنی به ایستگاه اتوبوس برسد.
the jitney driver was friendly and shared local tips.
راننده جیتنی دوستانه بود و نکات محلی را به اشتراک گذاشت.
taking a jitney is often cheaper than a regular taxi fare.
استفاده از جیتنی اغلب ارزانتر از کرایه تاکسی معمولی است.
on weekends, the jitney is packed with tourists heading to the festival.
در آخر هفتهها، جیتنی مملو از گردشگرانی است که به سمت جشنواره میروند.
we enjoyed the scenic ride in the jitney through the countryside.
ما از سفر دیدنی با جیتنی در میان حومه روستا لذت بردیم.
the jitney stopped at all the popular attractions in the area.
جیتنی در تمام جاذبههای محبوب منطقه توقف کرد.
after the concert, we hopped on a jitney to get back to our hotel.
بعد از کنسرت، سوار جیتنی شدیم تا به هتل خود بازگردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید