jockeys

[ایالات متحده]/ˈdʒɒkiz/
[بریتانیا]/ˈdʒɑːkiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع جاکی; سواران مسابقات اسب‌دوانی
v. سوم شخص مفرد جاکی; در مسابقه اسب‌دوانی سوار شدن

عبارات و ترکیب‌ها

horse jockeys

اسب‌سواری‌ها

jockeys race

مسابقه سوارکاران

jockeys skills

مهارت‌های سوارکاران

jockeys club

باشگاه سوارکاران

jockeys training

آموزش سوارکاران

jockeys performance

عملکرد سوارکاران

jockeys weigh

وزن سوارکاران

jockeys uniform

لباس سوارکاران

jockeys championship

قهرمانی سوارکاران

jockeys competition

رقابت سوارکاران

جملات نمونه

jockeys must be skilled at riding horses.

اسب‌دوستان باید در سوارکاری مهارت داشته باشند.

many jockeys compete in prestigious horse racing events.

بسیاری از اسب‌دوستان در مسابقات اسب‌دوانی معتبر شرکت می‌کنند.

jockeys often have to make split-second decisions during races.

اسب‌دوستان اغلب باید در طول مسابقه تصمیمات آنی بگیرند.

successful jockeys have excellent balance and coordination.

اسب‌دوستان موفق تعادل و هماهنگی بسیار خوبی دارند.

jockeys work closely with trainers to prepare their horses.

اسب‌دوستان به طور نزدیک با مربیان برای آماده‌سازی اسب‌های خود کار می‌کنند.

many young jockeys dream of winning the triple crown.

بسیاری از اسب‌دوستان جوان رویای برنده شدن تاج سه گانه را دارند.

jockeys need to maintain a strict diet to stay fit.

اسب‌دوستان برای تناسب اندام باید یک رژیم غذایی سختگیرانه را رعایت کنند.

jockeys often face tough competition on the racetrack.

اسب‌دوستان اغلب با رقابت سخت در پیست مسابقه روبرو می‌شوند.

some jockeys become famous for their remarkable skills.

برخی از اسب‌دوستان به دلیل مهارت‌های چشمگیر خود مشهور می‌شوند.

jockeys must be aware of the race conditions at all times.

اسب‌دوستان باید در تمام زمان‌ها از شرایط مسابقه آگاه باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید