He jocularly remarked that he was the best dancer in the room.
او با لحنی شوخطبعانه گفت که بهترین رقصنده در اتاق است.
She jocularly teased her brother about his new haircut.
او با لحنی شوخطبعانه برادرش را به خاطر مدل موی جدیدش دست انداخت.
The comedian jocularly interacted with the audience during the show.
کمدین در طول برنامه با لحنی شوخطبعانه با تماشاچیان تعامل داشت.
He jocularly suggested that they should all wear silly hats to the party.
او با لحنی شوخطبعانه پیشنهاد کرد که همه باید کلاههای احمقانه به مهمانی بپوشند.
The teacher jocularly told the students that they had to do homework over the weekend.
معلم با لحنی شوخطبعانه به دانشآموزان گفت که باید آخر هفته تکالیف انجام دهند.
She jocularly asked if anyone wanted to challenge her to a game of chess.
او با لحنی شوخطبعانه پرسید آیا کسی میخواهد با او در یک بازی شطرنج مسابقه دهد.
He jocularly pretended to be a superhero and saved the day.
او با لحنی شوخطبعانه وانمود کرد که یک ابرقهرمان است و روز را نجات داد.
The friends jocularly argued over who would pay the bill at the restaurant.
دوستان با لحنی شوخطبعانه بر سر اینکه چه کسی باید هزینه را در رستوران پرداخت کند بحث کردند.
She jocularly suggested they all go on a spontaneous road trip.
او با لحنی شوخطبعانه پیشنهاد کرد که همه در یک سفر جادهای خود به خودی به راه بیفتند.
He jocularly imitated the boss's mannerisms to make his colleagues laugh.
او با لحنی شوخطبعانه رفتارها و ویژگیهای رئیس را تقلید کرد تا همکارانش بخندند.
He jocularly remarked that he was the best dancer in the room.
او با لحنی شوخطبعانه گفت که بهترین رقصنده در اتاق است.
She jocularly teased her brother about his new haircut.
او با لحنی شوخطبعانه برادرش را به خاطر مدل موی جدیدش دست انداخت.
The comedian jocularly interacted with the audience during the show.
کمدین در طول برنامه با لحنی شوخطبعانه با تماشاچیان تعامل داشت.
He jocularly suggested that they should all wear silly hats to the party.
او با لحنی شوخطبعانه پیشنهاد کرد که همه باید کلاههای احمقانه به مهمانی بپوشند.
The teacher jocularly told the students that they had to do homework over the weekend.
معلم با لحنی شوخطبعانه به دانشآموزان گفت که باید آخر هفته تکالیف انجام دهند.
She jocularly asked if anyone wanted to challenge her to a game of chess.
او با لحنی شوخطبعانه پرسید آیا کسی میخواهد با او در یک بازی شطرنج مسابقه دهد.
He jocularly pretended to be a superhero and saved the day.
او با لحنی شوخطبعانه وانمود کرد که یک ابرقهرمان است و روز را نجات داد.
The friends jocularly argued over who would pay the bill at the restaurant.
دوستان با لحنی شوخطبعانه بر سر اینکه چه کسی باید هزینه را در رستوران پرداخت کند بحث کردند.
She jocularly suggested they all go on a spontaneous road trip.
او با لحنی شوخطبعانه پیشنهاد کرد که همه در یک سفر جادهای خود به خودی به راه بیفتند.
He jocularly imitated the boss's mannerisms to make his colleagues laugh.
او با لحنی شوخطبعانه رفتارها و ویژگیهای رئیس را تقلید کرد تا همکارانش بخندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید