jokingly

[ایالات متحده]/ˈd ʒəʊkɪ ŋlɪ/
[بریتانیا]/'dʒokɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شکلی بازیگوش یا شوخی‌آمیز؛ به طعنه

جملات نمونه

Gormley jokingly hailed the protestor as "a warm-up act".

گورملی به شوخی معترض را "یک مقدمه" خواند.

She jokingly replied,“ I’m here to meet a rich husband,get married,have a couple of children,and then retire and travel.

او به شوخی پاسخ داد: "من اینجا هستم تا یک شوهر ثروتمند پیدا کنم،ازدواج کنم،چند فرزند داشته باشم و سپس بازنشسته شوم و سفر کنم."

jokingly poked fun at

به شوخی مسخره کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید