jollying

[ایالات متحده]/ˈdʒɒliɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɑːliɪŋ/

ترجمه

n. عمل جگر زدن

عبارات و ترکیب‌ها

jollying along

شادمان بودن

jollying up

شاد کردن

jollying around

گشت و گذار شاد

jollying someone

شاد کردن کسی

jollying them

شاد کردن آنها

jollying back

شاد بودن دوباره

jollying up friends

شاد کردن دوستان

jollying with

شاد بودن با

jollying the crowd

شاد کردن جمعیت

jollying spirits

شاد کردن روحیه

جملات نمونه

he was jollying up the crowd with his jokes.

او با شوخی‌هایش جمعیت را سرگرم می‌کرد.

she spent the evening jollying her friends at the party.

او شب را با خوشحال کردن دوستانش در مهمانی گذراند.

the comedian was jollying everyone with his hilarious stories.

بازیکن خنده‌دار با داستان‌های خنده‌ارش همه را سرگرم می‌کرد.

they were jollying around the campfire, sharing stories.

آنها دور آتش با خوشحالی داستان‌ها را با هم به اشتراک می‌گذاشتند.

jollying him up with compliments made his day.

با تعریف و تمجید کردن او، روزش را بهتر کرد.

she loves jollying her little brother when he's sad.

او عاشق خوشحال کردن برادر کوچکش وقتی ناراحت است.

the teacher was jollying the students to lighten the mood.

معلم برای اینکه فضا را سبک کند، دانش‌آموزان را سرگرم می‌کرد.

he was jollying his coworkers during the long meeting.

او در طول جلسه طولانی همکارانش را سرگرم می‌کرد.

she enjoys jollying her friends with funny memes.

او از خوشحال کردن دوستانش با میم‌های خنده‌دار لذت می‌برد.

jollying up the team helped boost their morale.

سرگرم کردن تیم به افزایش روحیه آنها کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید