jonahs curse
نفرت یونس
jonahs warning
هشدار یونس
jonahs tale
داستان یونس
jonahs journey
سفر یونس
jonahs fish
ماهی یونس
jonahs lesson
درس یونس
jonahs fate
سرنوشت یونس
jonahs message
پیام یونس
jonahs story
داستان یونس
jonahs mission
ماموریت یونس
some people believe that jonahs bring bad luck.
برخی از مردم معتقدند که یوناها بدشانسی می آورند.
he felt like a jonah in the group, always causing trouble.
او احساس میکرد که در گروه مانند یک یونا است و همیشه باعث دردسر میشود.
they called him a jonah after every project failed.
بعد از شکست هر پروژهای، آنها او را یونا صدا زدند.
she avoided him because she thought he was a jonah.
او از او دوری میکرد زیرا فکر میکرد او یک یونا است.
in the team, he was often labeled a jonah.
در تیم، او اغلب به عنوان یک یونا برچسبگذاری میشد.
some superstitions suggest that jonahs should be avoided.
برخی از خرافات پیشنهاد میکنند که باید از یوناها دوری کرد.
being called a jonah can affect someone's confidence.
اینکه به کسی یونا بگویند میتواند اعتماد به نفس او را تحت تأثیر قرار دهد.
he tried to prove he wasn't a jonah by succeeding.
او سعی کرد ثابت کند که یونا نیست با موفقیت.
people often joke about being a jonah during tough times.
مردم اغلب در زمانهای سخت در مورد اینکه یونا هستند شوخی میکنند.
she turned her life around and stopped being a jonah.
او زندگی خود را تغییر داد و از بودن یونا دست کشید.
jonahs curse
نفرت یونس
jonahs warning
هشدار یونس
jonahs tale
داستان یونس
jonahs journey
سفر یونس
jonahs fish
ماهی یونس
jonahs lesson
درس یونس
jonahs fate
سرنوشت یونس
jonahs message
پیام یونس
jonahs story
داستان یونس
jonahs mission
ماموریت یونس
some people believe that jonahs bring bad luck.
برخی از مردم معتقدند که یوناها بدشانسی می آورند.
he felt like a jonah in the group, always causing trouble.
او احساس میکرد که در گروه مانند یک یونا است و همیشه باعث دردسر میشود.
they called him a jonah after every project failed.
بعد از شکست هر پروژهای، آنها او را یونا صدا زدند.
she avoided him because she thought he was a jonah.
او از او دوری میکرد زیرا فکر میکرد او یک یونا است.
in the team, he was often labeled a jonah.
در تیم، او اغلب به عنوان یک یونا برچسبگذاری میشد.
some superstitions suggest that jonahs should be avoided.
برخی از خرافات پیشنهاد میکنند که باید از یوناها دوری کرد.
being called a jonah can affect someone's confidence.
اینکه به کسی یونا بگویند میتواند اعتماد به نفس او را تحت تأثیر قرار دهد.
he tried to prove he wasn't a jonah by succeeding.
او سعی کرد ثابت کند که یونا نیست با موفقیت.
people often joke about being a jonah during tough times.
مردم اغلب در زمانهای سخت در مورد اینکه یونا هستند شوخی میکنند.
she turned her life around and stopped being a jonah.
او زندگی خود را تغییر داد و از بودن یونا دست کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید