jouncing

[ایالات متحده]/ˈdʒaʊnsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒaʊnsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پرش یا تکان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

jouncing ride

حرکت پرتابی

jouncing motion

حرکت پرتابی

jouncing vehicle

وسیله نقلیه پرتابی

jouncing road

جاده پرتابی

jouncing surface

سطح پرتابی

jouncing effect

اثر پرتابی

jouncing terrain

زمین پرتابی

jouncing experience

تجربه پرتابی

jouncing path

مسیر پرتابی

جملات نمونه

the car was jouncing over the bumpy road.

ماشین روی جاده ناهموار به شدت می‌لرزید.

he felt a jouncing sensation while riding the roller coaster.

او در حین سواری با شهربازي احساس لرزش کرد.

the children laughed as the bus jounced along the street.

کودکان در حالی که اتوبوس در طول خیابان می‌لرزید، می‌خندیدند.

the jouncing of the truck made it hard to read.

لرزش کامیون باعث می‌شد خواندن سخت باشد.

she tried to balance herself while jouncing on the trampoline.

او سعی کرد در حالی که روی ترددوک می‌پرید، تعادل خود را حفظ کند.

the jouncing of the horse made the ride exciting.

لرزش اسب باعث شد سواری هیجان‌انگیز باشد.

he was jouncing in his seat during the thrilling movie.

او در حین تماشای فیلم هیجان‌انگیز در صندلی‌اش می‌لرزید.

the jouncing waves made the boat rock back and forth.

امواج لرزان باعث می‌شد قایق به جلو و عقب حرکت کند.

they experienced jouncing as they drove through the potholes.

آنها در حین رانندگی در چاله‌های جاده، لرزش را تجربه کردند.

the jouncing of the ride left everyone exhilarated.

لرزش سواری باعث شد همه هیجان‌زده شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید