judgess

[ایالات متحده]/ˈdʒʌdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈdʒʌdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. داوران (کتاب داوران در عهد عتیق)؛ داوران (اشاره به داوران کتاب مقدس)

عبارات و ترکیب‌ها

judges panel

هیئت داوران

judges decision

تصمیم داوران

judges score

امتیاز داوران

judges ruling

حکم داوران

judges vote

رای داوران

judges comments

نظرات داوران

judges authority

اختیار داوران

judges role

نقش داوران

judges selection

انتخاب داوران

judges experience

تجربه داوران

جملات نمونه

the judges announced the winner of the competition.

داوران برنده مسابقه را اعلام کردند.

the judges will evaluate the performances based on creativity.

داوران عملکردها را بر اساس خلاقیت ارزیابی خواهند کرد.

many judges participated in the national debate tournament.

بسیاری از داوران در مسابقات ملی مناظره شرکت کردند.

the judges' decision was final and could not be appealed.

تصمیم داوران نهایی بود و قابل اعتراض نبود.

judges often have to make tough decisions under pressure.

داوران اغلب باید تصمیمات دشواری را تحت فشار بگیرند.

the judges took their time to ensure a fair assessment.

داوران وقت خود را برای اطمینان از ارزیابی منصفانه صرف کردند.

judges must remain impartial and unbiased during the trial.

داوران باید در طول محاکمه بی طرف و غیر جانبدار باقی بمانند.

the judges praised the contestants for their hard work.

داوران از شرکت کنندگان به خاطر تلاش هایشان قدردانی کردند.

judges are responsible for maintaining order in the courtroom.

داوران مسئول حفظ نظم در دادگاه هستند.

the judges provided constructive feedback to the participants.

داوران بازخورد سازنده ای به شرکت کنندگان ارائه دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید