judicial

[ایالات متحده]/dʒuˈdɪʃl/
[بریتانیا]/dʒuˈdɪʃl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به اداره عدالت، مربوط به دادگاه‌ها، عادلانه و بی‌طرف، مربوط به قضاوت، عادلانه.

عبارات و ترکیب‌ها

judicial branch

شاخه قضایی

judicial system

نظام قضایی

judicial review

بررسی قضایی

judicial independence

استقلال قضایی

judicial process

فرآیند قضایی

judicial decision

تصمیم قضایی

judicial authority

مرجع قضایی

judicial practice

عملکرد قضایی

judicial interpretation

تفسیر قضایی

judicial power

قدرت قضایی

judicial assistance

کمک‌های قضایی

judicial fairness

عدالت قضایی

judicial precedent

سابقه قضایی

supreme judicial court

دادگاه عالی قضایی

judicial investigation

بررسی قضایی

judicial proceeding

دادخواست

judicial action

اقدام قضایی

judicial police

نیروی انتظامی قضایی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید