extrajudicial

[ایالات متحده]/ˌekstrədʒuː'dɪʃ(ə)l/
[بریتانیا]/ˌɛkstrədʒu'dɪʃl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خارج از صلاحیت قضایی

عبارات و ترکیب‌ها

extrajudicial killing

قتل غیرقانونی

extrajudicial detention

نگهداری غیرقانونی

جملات نمونه

there have been reports of extrajudicial executions.

گزارش‌هایی مبنی بر اعدام‌های خارج از روند قانونی وجود داشته است.

UN investigator has called for the removal of Kenya's police commissioner and attorney general over a wave of alleged extrajudicial killings.

یک محقق سازمان ملل متحد خواستار برکناری комисионер پلیس و دادستان کل کنیا به دلیل موج قتل‌های غیرقانونی ادعایی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید