jugged meat
گوشت پخته
jugged hare
خرگوش پخته
jugged fish
ماهی پخته
jugged fruit
میوه پخته
jugged chicken
مرغ پخته
jugged wine
شراب پخته
jugged stew
خورشت پخته
jugged sauce
سس پخته
jugged vegetables
سبزیجات پخته
jugged dessert
دسر پخته
he jugged the fruit to make a delicious jam.
او میوه را آب کرد تا مربای خوشمزه ای درست کند.
they jugged the vegetables for the soup.
آنها سبزیجات را برای سوپ آب کردند.
she jugged the chicken with spices for extra flavor.
او مرغ را با ادویه ها آب کرد تا طعم آن بهتر شود.
the chef jugged the fish to preserve its freshness.
سرآشپز ماهی را آب کرد تا تازگی آن حفظ شود.
after jugging the apples, he made a pie.
بعد از آب کردن سیب ها، او پای درست کرد.
they jugged the meat before serving it.
آنها گوشت را قبل از سرو کردن آب کردند.
she learned how to jugged fruits for her dessert.
او یاد گرفت که چگونه میوه ها را برای دسر خود آب کند.
we jugged the beans to make a hearty stew.
ما لوبیا را آب کردیم تا یک خورش مقوی درست کنیم.
the recipe requires you to jugged the herbs.
دستور غذا می خواهد شما گیاهان دارویی را آب کنید.
he jugged the tomatoes to prepare for the sauce.
او گوجه فرنگی ها را آب کرد تا برای سس آماده کند.
jugged meat
گوشت پخته
jugged hare
خرگوش پخته
jugged fish
ماهی پخته
jugged fruit
میوه پخته
jugged chicken
مرغ پخته
jugged wine
شراب پخته
jugged stew
خورشت پخته
jugged sauce
سس پخته
jugged vegetables
سبزیجات پخته
jugged dessert
دسر پخته
he jugged the fruit to make a delicious jam.
او میوه را آب کرد تا مربای خوشمزه ای درست کند.
they jugged the vegetables for the soup.
آنها سبزیجات را برای سوپ آب کردند.
she jugged the chicken with spices for extra flavor.
او مرغ را با ادویه ها آب کرد تا طعم آن بهتر شود.
the chef jugged the fish to preserve its freshness.
سرآشپز ماهی را آب کرد تا تازگی آن حفظ شود.
after jugging the apples, he made a pie.
بعد از آب کردن سیب ها، او پای درست کرد.
they jugged the meat before serving it.
آنها گوشت را قبل از سرو کردن آب کردند.
she learned how to jugged fruits for her dessert.
او یاد گرفت که چگونه میوه ها را برای دسر خود آب کند.
we jugged the beans to make a hearty stew.
ما لوبیا را آب کردیم تا یک خورش مقوی درست کنیم.
the recipe requires you to jugged the herbs.
دستور غذا می خواهد شما گیاهان دارویی را آب کنید.
he jugged the tomatoes to prepare for the sauce.
او گوجه فرنگی ها را آب کرد تا برای سس آماده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید