jugged

[ایالات متحده]/dʒʌɡd/
[بریتانیا]/dʒʌɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در یک ظرف یا قابلمه پخته شده

عبارات و ترکیب‌ها

jugged meat

گوشت پخته

jugged hare

خرگوش پخته

jugged fish

ماهی پخته

jugged fruit

میوه پخته

jugged chicken

مرغ پخته

jugged wine

شراب پخته

jugged stew

خورشت پخته

jugged sauce

سس پخته

jugged vegetables

سبزیجات پخته

jugged dessert

دسر پخته

جملات نمونه

he jugged the fruit to make a delicious jam.

او میوه را آب کرد تا مربای خوشمزه ای درست کند.

they jugged the vegetables for the soup.

آنها سبزیجات را برای سوپ آب کردند.

she jugged the chicken with spices for extra flavor.

او مرغ را با ادویه ها آب کرد تا طعم آن بهتر شود.

the chef jugged the fish to preserve its freshness.

سرآشپز ماهی را آب کرد تا تازگی آن حفظ شود.

after jugging the apples, he made a pie.

بعد از آب کردن سیب ها، او پای درست کرد.

they jugged the meat before serving it.

آنها گوشت را قبل از سرو کردن آب کردند.

she learned how to jugged fruits for her dessert.

او یاد گرفت که چگونه میوه ها را برای دسر خود آب کند.

we jugged the beans to make a hearty stew.

ما لوبیا را آب کردیم تا یک خورش مقوی درست کنیم.

the recipe requires you to jugged the herbs.

دستور غذا می خواهد شما گیاهان دارویی را آب کنید.

he jugged the tomatoes to prepare for the sauce.

او گوجه فرنگی ها را آب کرد تا برای سس آماده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید