pitched

[ایالات متحده]/pitʃt/
[بریتانیا]/pɪtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شیب‌دار (اشاره به سقف) -

v. پرتاب شده

عبارات و ترکیب‌ها

high-pitched

بالا

low-pitched

با صدای پایین

well-pitched

به خوبی پرتاب شده

perfectly pitched

به طور کامل پرتاب شده

pitched battle

نبرد تن به تن

pitched roof

سقف شیروانی

جملات نمونه

she pitched forward into blackness.

او به جلو افتاد و در تاریکی فرو رفت.

we pitched camp for the night.

ما کمپ را برای شب برپا کردیم.

the ship pitched and rolled.

کشتی به جلو و عقب تاب می‌خورد و می‌چرخد.

pitched the can out the window.

او درپوش را از پنجره بیرون انداخت.

pitched the roof at a steep angle.

سقف با زاویه تند شیرجه زده بود.

pitched on the ideal solution.

روی راه حل ایده آل متمرکز شد.

The girls pitched a tent.

دختران یک چادر برپا کردند.

They pitched at the foot of the mountain.

آنها در دامنه کوه کمپ زدند.

They pitched a camp in the mountain.

آنها در کوه کمپ زدند.

He pitched into her.

او به او حمله کرد.

She had a shrill high-pitched voice.

صدای او بسیار بلند و گوش‌خراش بود.

we pitched camp at a fine spot.

ما در یک مکان خوب کمپ زدیم.

you've pitched the melody very high.

شما ملودی را بسیار بالا برده اید.

the machine is being pitched at banks.

دستگاه در حال معرفی به بانک‌ها است.

the roof was pitched at an angle of 75 degrees.

سقف با زاویه 75 درجه شیرجه زده بود.

pitched a tent; pitch camp.

چادر برپا کرد؛ کمپ زد.

نمونه‌های واقعی

The boys pitched a tent by the river.

پسرها چادر را کنار رودخانه برپا کردند.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Campbell pitched it to me last night.

کمبل شب گذشته آن را به من پرتاب کرد.

منبع: Mad Men

Unlike most men he knew, he really pitched in on the housework.

برخلاف بیشتر مردانی که می‌شناخت، واقعاً در کارهای خانه کمک می‌کرد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

They can hear things four times further away and twice as high pitched as we can.

آنها می‌توانند صداها را چهار برابر دورتر و دو برابر با فرکانس بالاتر از آنچه ما می‌توانیم بشنوند.

منبع: "BBC Documentary: The Secret Life of Puppies"

Morty You know, I got I got a lot of pushback when I pitched it, Morty.

مرتی، می‌دونی، من خیلی مقاومت دریافت کردم وقتی آن را پیشنهاد دادم، مرتی.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

We pitched our tent by the lake.

ما چادر خود را کنار دریاچه برپا کردیم.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

She pitched violently, and this retarded her progress.

او به شدت به هم ریخت و این روند پیشرفت او را کند کرد.

منبع: Around the World in Eighty Days

So it wasn't exactly a pitched battle.

پس دقیقاً یک نبرد تمام‌عیار نبود.

منبع: Crash Course in Drama

" Axe pitched me. How the mighty have fallen" .

منبع: Billions Season 1

And there was always hay being pitched down to the cows and the horses and the sheep.

همیشه کاه به سمت گاوها، اسب‌ها و گوسفندها پرتاب می‌شد.

منبع: Charlotte's Web

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید