juif

[ایالات متحده]/ʒɥif/
[بریتانیا]/ʒuif/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلمه فرانسوی به معنی یهودی؛ یک فرد با باور یا نژاد یهودی
adj. صفت فرانسوی به معنی یهودی؛ مربوط به یهودیت یا مردم یهودی
Word Forms
جمعjuifs

عبارات و ترکیب‌ها

un juif pratiquant

یهودی معتقد

être juif

بودن یهودی

juif orthodoxe

یهودی اورتودکس

juif ashkénaze

یهودی آشکنازی

juif sépharade

یهودی سفارادی

un jeune juif

یک یهودی جوان

جملات نمونه

the historian researched medieval jewish history through ancient manuscripts.

تاریخ‌گر با استفاده از مانوسکریپت‌های باستانی، تاریخ یهودی میانه را مورد مطالعه قرار داد.

the jewish community in paris built a new synagogue downtown.

جامعه یهودی در پاریس یک مسجد جدید در مرکز شهر ساختند.

the jewish teenager studied torah at the religious school.

نوجوان یهودی در مدرسه دینی تورا را مطالعه کرد.

the jewish bakery in warsaw makes traditional bread daily.

بیکری یهودی در وارسو روزانه نان‌های سنتی می‌پزد.

the jewish doctor practices medicine at the city hospital.

دکتر یهودی در بیمارستان شهر به پزشکی می‌پردازد.

the jewish lawyer defended the accused in court yesterday.

دادگستر یهودی دیروز در دادگاه متهم را دفاع کرد.

the jewish artist painted a beautiful portrait of the family.

هنرمند یهودی یک پورتره زیبای خانواده را نقاشی کرد.

the jewish scholar published research on jewish philosophy.

دانشمند یهودی تحقیقاتی درباره فلسفه یهودی منتشر کرد.

the jewish chef prepared traditional dishes for the holiday celebration.

شکی یهودی برای جشن‌های تعطیلی غذاهای سنتی آماده کرد.

the jewish tour guide showed historical sites to visitors yesterday.

راینگر یهودی دیروز به بازدیدکنندگان مکان‌های تاریخی را نشان داد.

the jewish architect designed the new synagogue in amsterdam.

معمار یهودی طرح مسجد جدید در آمستردام را ارائه داد.

the jewish community center organized cultural programs for children.

مرکز جامعه یهودی برنامه‌های فرهنگی برای کودکان سازمان داد.

the jewish family preserved their customs and traditions for generations.

خانواده یهودی آداب و رسوم خود را در طول نسل‌ها حفظ کردند.

the jewish musician played traditional music at the festival.

موسیقی‌دان یهودی در جشن موسیقی سنتی اجرا کرد.

the jewish teacher explained hebrew alphabet to new students.

معلم یهودی به دانش‌آموزان جدید حروف عبری را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید