jument

[ایالات متحده]/ˈdʒuːmənt/
[بریتانیا]/ˈdʒuːmənt/

ترجمه

n. یک گوشتی ماده؛ گوشتی ماده
Word Forms
جمعjuments

جملات نمونه

the weary jument trudged along the dusty road.

جUMENT خسته با آهستگی در راه گرد و غبار حرکت می‌کرد.

a jument carrying heavy burdens moved slowly through the village.

جUMENTی که بار سنگینی را حمل می‌کرد با آهستگی از روستا عبور کرد.

the farmer urged his jument forward with a gentle nudge.

کشاورز با یک فشار خفیف جUMENT خود را به جلو تشویق کرد.

the old jument had served the family for many loyal years.

جUMENT قدیمی به خانواده در سال‌های زیادی وفادار خدمت کرده بود.

a jument grazed peacefully in the meadow beside the stream.

جUMENTی در میدان گیاهان کنار جریان آب به آرامی گریز می‌کرد.

the jument's hooves clattered loudly on the cobblestone pavement.

پاچه‌های جUMENT با صدای بلند روی پله‌های سنگی تکان می‌خورد.

load after load, the patient jument continued its endless work.

بار پس از بار، جUMENT صبور کارش که پایان نداشت را ادامه داد.

the jument sheltered beneath the old oak tree during the sudden storm.

جUMENT در زمان باران ناگهانی زیر درخت گردوی قدیمی پناه گرفت.

local merchants often relied on juments to transport their goods to market.

تجار محلی اغلب از جUMENT‌ها برای حمل کالایشان به بازار استفاده می‌کردند.

the jument's distinctive bray echoed through the quiet valley at dawn.

آواز خاص جUMENT در دره آرام در صبح گویا می‌شد.

the stubborn jument refused to move despite the driver's commands.

جUMENT گریزه‌گر با وجود فرمان‌های راننده، حرکت نکرد.

children loved to feed the gentle jument that lived near the farm.

کودکان دوست داشتند جUMENT لطیفی که در نزدیکی کشاورزی زندگی می‌کرد را غذا بدهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید