jumpinesses

[ایالات متحده]/ˈdʒʌmpɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈdʒʌmpɪnəsɪz/

ترجمه

n. حالت پرش یا عصبی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

jumpinesses increase

افزایش های ناآرامی

jumpinesses decrease

کاهش های ناآرامی

jumpinesses observed

ناآرامی های مشاهده شده

jumpinesses trigger

ناآرامی ها را فعال می کند

jumpinesses noted

ناآرامی ها ذکر شد

jumpinesses reported

گزارش ناآرامی ها

jumpinesses felt

ناآرامی ها احساس شد

jumpinesses analyzed

ناآرامی ها تجزیه و تحلیل شد

jumpinesses explained

ناآرامی ها توضیح داده شد

jumpinesses minimized

ناآرامی ها به حداقل رسید

جملات نمونه

her jumpinesses during the presentation were noticeable.

اضطراب‌های او در طول ارائه قابل توجه بود.

his jumpinesses were caused by too much caffeine.

اضطراب‌های او ناشی از مصرف بیش از حد کافئین بود.

she tried to hide her jumpinesses while waiting for the interview.

او سعی کرد اضطراب‌های خود را در حالی که منتظر مصاحبه بود، پنهان کند.

jumpinesses can affect your performance in stressful situations.

اضطراب‌ها می‌توانند بر عملکرد شما در شرایط استرس‌زا تأثیر بگذارند.

his jumpinesses made it hard for him to relax.

اضطراب‌های او باعث می‌شد که نتواند آرامش بگیرد.

they noticed her jumpinesses when she heard the loud noise.

وقتی صدای بلند را شنید، متوجه اضطراب‌های او شدند.

managing jumpinesses is important for public speaking.

مدیریت اضطراب‌ها برای سخنرانی در جمع مهم است.

his jumpinesses were evident in his shaky hands.

اضطراب‌های او در دست‌های لرزانش آشکار بود.

she took deep breaths to control her jumpinesses.

او برای کنترل اضطراب‌های خود، نفس‌های عمیق کشید.

jumpinesses can be a sign of anxiety or stress.

اضطراب‌ها می‌توانند نشانه‌ای از اضطراب یا استرس باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید