junket

[ایالات متحده]/'dʒʌŋkɪt/
[بریتانیا]/'dʒʌŋkɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با وعده‌های غذایی و سرگرمی‌های مجلل سرگرم کردن
n. سفر رسمی با هزینه عمومی؛ دسر ژلاتینی
Word Forms
قسمت سوم فعلjunketed
صفت یا فعل حال استمراریjunketing
زمان گذشتهjunketed
جمعjunkets
شکل سوم شخص مفردjunkets

عبارات و ترکیب‌ها

corporate junket

سفر سازمانی

political junket

سفر سیاسی

جملات نمونه

junket her neighbors

گردش غیررسمی همسایگان

Zhejiang Yongkang Mingsheng Machine Factory is a professional enterprise which produce jerrican pump and junketing fallow articles.

کارخانه ماشین سازی مینسنگ ژجیانگ یونگکانگ یک شرکت حرفه ای است که پمپ جریکن و اقلام بایر را تولید می کند.

government officials went on a junket to promote tourism

مقامات دولتی برای ترویج گردشگری به یک سفر تفریحی رفتند.

the company organized a junket for its employees

شرکت یک سفر تفریحی برای کارمندان خود ترتیب داد.

attendees enjoyed a luxurious junket to a tropical island

مشارکت‌کنندگان از یک سفر تفریحی مجلل به یک جزیره استوایی لذت بردند.

the junket included sightseeing tours and gourmet meals

سفر تفریحی شامل تورهای توریستی و غذاهای خوشمزه بود.

critics accused the senator of using public funds for personal junkets

منتقدان سناتور را به استفاده از بودجه عمومی برای سفرهای تفریحی شخصی متهم کردند.

the junket was a reward for achieving sales targets

سفر تفریحی جایزه ای برای دستیابی به اهداف فروش بود.

the celebrity was invited on a promotional junket for a new movie

سلبریتی برای تبلیغ یک فیلم جدید به یک سفر تبلیغاتی دعوت شد.

the junket was a chance for networking and building relationships

سفر تفریحی فرصتی برای شبکه سازی و ایجاد روابط بود.

the company's executives used the junket to discuss future strategies

مدیران شرکت از سفر تفریحی برای بحث در مورد استراتژی های آینده استفاده کردند.

the junket was an opportunity to explore new markets

سفر تفریحی فرصتی برای کشف بازارهای جدید بود.

نمونه‌های واقعی

She enjoyed complimentary gambling junkets to Las Vegas and kept a local bookie on speed dial.

او از سفر های شرط بندی رایگان به لاس وگاس لذت می برد و یک کتابدار محلی را در تماس سریع نگه داشت.

منبع: Reader's Digest Anthology

For those with comfortable majorities, foreign junkets and media careers beckon.

برای کسانی که اکثریت قوی دارند، سفر های خارجی و شغل های رسانه ای وسوسه انگیز هستند.

منبع: The Economist (Summary)

Just like an all-day press junket, interviews can have multiple rounds.

مانند یک کنفرانس مطبوعاتی یک روزه، مصاحبه ها می توانند دورهای متعددی داشته باشند.

منبع: Crash Course: Business in the Workplace

I can't do both. -Jim, that's a Civil Service junket.

من نمی توانم هر دو را انجام دهم. -جیم، این یک سفر خدمات مدنی است.

منبع: Yes, Minister Season 1

We need deputations, junkets abroad, mountains of red boxes, we need crises, emergencies, panics!

ما به نمایندگی ها، سفر های خارجی، کوه های جعبه های قرمز، ما به بحران ها، شرایط اضطراری و وحشت نیاز داریم!

منبع: Yes, Minister Season 1

I'm in the episode where I am in this press junket with Amanda Seyfried.

من در قسمتی هستم که در این کنفرانس مطبوعاتی با آماندا سیفراید هستم.

منبع: Connection Magazine

I'd probably most likely wear this to a press junket situation or something like that.

احتمالاً بیشتر این لباس را در یک موقعیت کنفرانس مطبوعاتی یا چیز مشابه آن بپوشم.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

So the interview is your press junket.

بنابراین مصاحتی کنفرانس مطبوعاتی شماست.

منبع: Crash Course: Business in the Workplace

This sets the milk into a junket after 40 minutes.

بعد از 40 دقیقه این شیر را به یک سفر تبدیل می کند.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

How was your first big day at the press junket?

اولین روز بزرگ شما در کنفرانس مطبوعاتی چگونه بود؟

منبع: BoJack Horseman Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید