junta

[ایالات متحده]/'dʒʌntə/
[بریتانیا]/'hʊntə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرقه، گروه

جملات نمونه

A military junta took control of the country.

یک ژنرال نظامی کنترل کشور را به دست گرفت.

the ruling junta; ruling circles of the government.

شورای حاکم؛ دایره‌های حاکم دولت

The junta reacted violently to the perceived threat to its authority.

جunta به تهدید ادراک شده برای اقتدار خود به شدت واکنش نشان داد.

The military junta seized power in a coup.

جunta نظامی با کودتا قدرت را به دست گرفت.

The junta imposed strict censorship on the media.

جunta سانسور سختگیرانه ای بر رسانه ها تحمیل کرد.

The junta leader was accused of human rights abuses.

رهبر جunta به نقض حقوق بشر متهم شد.

The junta cracked down on dissenting voices.

جunta با صدای مخالف برخورد کرد.

The junta's rule was marked by corruption and oppression.

حاکمیت جunta با فساد و ستم مشخص شد.

The international community condemned the actions of the junta.

جامعه بین‌المللی اقدامات جunta را محکوم کرد.

The junta's grip on power seemed unshakeable.

کنترل جunta بر قدرت غیرقابل تزلزل به نظر می رسید.

The junta faced widespread protests from the public.

جunta با اعتراضات گسترده مردم روبرو شد.

The junta's policies led to economic instability.

سیاست های جunta منجر به ناپایداری اقتصادی شد.

The junta's downfall was met with celebration by the people.

سقوط جunta با شادی مردم روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید