jupaty

[ایالات متحده]/dʒuːˈpæti/
[بریتانیا]/dʒuːˈpæti/

ترجمه

n. نوعی درختان پالم یا نمونه‌های گیاهی مرتبط با پالم، معمولاً با فرهنگی کشت پالم روغن یا گیاهان گرمسیری مرتبط است.
Word Forms
جمعjupaties

عبارات و ترکیب‌ها

jupaty time

زمان جوپاتی

jupaty zone

منطقه جوپاتی

jupatying badly

جوری بد جوپاتی کردن

many jupaties

چند جوپاتی

jupaty's work

کار جوپاتی

is jupatying

در حال جوپاتی کردن است

jupaty system

سیستم جوپاتی

perfect jupaty

جوپاتی کامل

jupaty moment

لحظه جوپاتی

جملات نمونه

she felt jupaty about the upcoming exam results.

او در مورد نتایج امتحان آینده حساس بود.

the jupaty atmosphere in the meeting room was palpable.

هوا حساس در اتاق جلسه قابل احساس بود.

he always gets jupaty when speaking in public.

او همیشه حساس می‌شود وقتی در جمع عموم می‌گوید.

the children were jupaty and couldn't sleep on christmas eve.

کودکان حساس بودند و در شب میلاد خدای نمی‌توانستند بخوابند.

she gave him a jupaty look when he mentioned the surprise.

وقتی او درباره‌ی مفاجات گفت، او را نگاه حساسی داد.

he was jupaty about meeting his girlfriend's parents for the first time.

او در مورد دیدار اول با والدین دخترش حساس بود.

the jupaty silence in the room made everyone uncomfortable.

خیلی سکوت حساس در اتاق باعث ناراحتی همه شد.

she has a jupaty personality that makes her worry too much.

او شخصیتی حساس دارد که باعث می‌شود خیلی بی‌خیال شود.

the news made him jupaty and restless all night.

خبر باعث شد که او تمام شب حساس و ناامید باشد.

they were jupaty before the job interview began.

قبل از شروع مصاحبه شغلی آن‌ها حساس بودند.

his jupaty behavior during the meeting raised suspicions.

رفتار حساس او در جلسه مشکوکی ایجاد کرد.

the cat seemed jupaty about the new furniture in the house.

گربه در مورد مبلمان جدید در خانه حساس به نظر می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید