grounds

[ایالات متحده]/ɡraʊndz/
[بریتانیا]/ɡraʊndz/

ترجمه

n. دلایل یا مبنا (جمع از ground)؛ اساس یا پایه؛ سطح زمین؛ زمین؛ زمین ورزشی یا منطقه
v. چیزی را روی زمین قرار می‌دهد؛ بر اساس یک مبنای محکم قرار می‌دهد؛ یک رنگ پایه اعمال می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

grounds for appeal

دلایل تجدیدنظر

fair grounds

زمین‌های عادلانه

coffee grounds

تفاله قهوه

standing on grounds

ایستادن بر اساس

grounds of the matter

موضوع اصلی

reject on grounds

رد بر اساس

grounds of dismissal

دلایل اخراج

common grounds

زمینه مشترک

grounds keeping

نگهداری زمین

solid grounds

زمینه محکم

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید