juvenil

[ایالات متحده]/ˈdʒuːvənaɪl/
[بریتانیا]/ˈdʒuːvəˌnɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به جوانی یا نوجوانی

عبارات و ترکیب‌ها

juvenil delinquency

بزهکاری نوجوانان

juvenil court

دادگاه نوجوانان

juvenil justice

دادگستری نوجوانان

juvenil offender

مجرّم نوجوان

juvenil rehabilitation

بازتوانی نوجوانان

juvenil program

برنامه نوجوانان

juvenil rights

حقوق نوجوانان

juvenil behavior

رفتار نوجوانان

juvenil facilities

امکانات نوجوانان

juvenil advocacy

حمایت از نوجوانان

جملات نمونه

juvenile delinquency is a growing concern in many communities.

بزهکاری نوجوانان یک نگرانی رو به رشد در بسیاری از جوامع است.

she works with juvenile offenders to help them reintegrate into society.

او با مجرمان نوجوان کار می کند تا به آنها کمک کند دوباره وارد جامعه شوند.

the juvenile justice system aims to rehabilitate young offenders.

سیستم عدالت نوجوانان هدف آن توان بازسازی مجرمان نوجوان است.

he volunteers at a center for juvenile rehabilitation.

او در یک مرکز توانبخشی نوجوانان داوطلب می شود.

juvenile literature often explores themes of growth and identity.

ادبیات نوجوانان اغلب مضامین رشد و هویت را بررسی می کند.

many juvenile species exhibit different behaviors than adults.

بسیاری از گونه های نوجوان رفتارهای متفاوتی نسبت به بزرگسالان نشان می دهند.

juvenile courts handle cases involving minors.

دادگاه های نوجوانان پرونده های مربوط به افراد زیر سن قانونی را رسیدگی می کنند.

she is studying juvenile psychology to better understand adolescents.

او در حال مطالعه روانشناسی نوجوانان است تا نوجوانان را بهتر درک کند.

programs for juvenile offenders focus on education and mentorship.

برنامه های مجرمان نوجوان بر آموزش و مربیگری تمرکز دارند.

juvenile fish often gather in schools for protection.

ماهی های نوجوان اغلب برای محافظت در گروه ها جمع می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید