kabuki

[ایالات متحده]/kəˈbuːki/
[بریتانیا]/kəˈbuːki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرم سنتی از درام ژاپنی که شامل آواز و رقص است

عبارات و ترکیب‌ها

kabuki theater

تئاتر کابوکی

kabuki dance

رقص کابوکی

kabuki makeup

آرایش کابوکی

kabuki performance

اجرای کابوکی

kabuki style

سبک کابوکی

kabuki play

نمایشنامه کابوکی

kabuki actor

بازیگر کابوکی

kabuki art

هنر کابوکی

kabuki history

تاریخچه کابوکی

kabuki tradition

آداب و رسوم کابوکی

جملات نمونه

kabuki is a traditional japanese theater form.

کابوکی یک فرم تئاتر سنتی ژاپنی است.

the costumes in kabuki are very elaborate.

لباس‌های کابوکی بسیار پیچیده هستند.

many people enjoy watching kabuki performances.

بسیاری از مردم از تماشای اجراهای کابوکی لذت می برند.

kabuki actors often wear heavy makeup.

بازیگران کابوکی اغلب آرایش غلیظی دارند.

the music in kabuki adds to the drama.

موسیقی در کابوکی به درام می افزاید.

learning about kabuki can be fascinating.

یادگیری در مورد کابوکی می تواند جالب باشد.

kabuki performances often tell historical stories.

اجراهای کابوکی اغلب داستان های تاریخی را روایت می کنند.

there are many famous kabuki plays.

بسیاری از نمایش های کابوکی معروف وجود دارد.

attending a kabuki show is a unique experience.

حضور در یک نمایش کابوکی یک تجربه منحصر به فرد است.

kabuki has a rich cultural heritage.

کابوکی دارای یک میراث فرهنگی غنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید