kaffiyehs

[ایالات متحده]/kæfˈiːə/
[بریتانیا]/kæfˈiːə/

ترجمه

n. (روسری که توسط مردم عرب در مناطق بیابانی پوشیده می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

traditional kaffiyeh

حجاب سنتی

black kaffiyeh

حجاب مشکی

red kaffiyeh

حجاب قرمز

kaffiyeh scarf

حجاب کافنه

kaffiyeh style

سبک کافنه

kaffiyeh fashion

مد کافنه

kaffiyeh pattern

الگوی کافنه

kaffiyeh design

طراحی کافنه

kaffiyeh wrap

پیچ کافنه

kaffiyeh outfit

لباس کافنه

جملات نمونه

the man wore a traditional kaffiyeh on his head.

مرد یک کفنه‌ی سنتی بر سرش پوشیده بود.

she gifted him a beautiful red and white kaffiyeh.

او یک کفنه‌ی زیبا به رنگ قرمز و سفید به او هدیه داد.

the kaffiyeh symbolizes palestinian identity and heritage.

کفنه نماد هویت و میراث فلسطین است.

he wrapped the kaffiyeh around his neck for warmth.

او کفنه را دور گردنش بست تا گرم بماند.

many people wear a kaffiyeh as a fashion statement.

بسیاری از مردم یک کفنه را به عنوان یک بیانیه مد می‌پوشند.

the black and white kaffiyeh is often associated with revolution.

کفنه‌ی سیاه و سفید اغلب با انقلاب مرتبط است.

he learned how to tie a kaffiyeh properly.

او یاد گرفت که چگونه یک کفنه را به درستی ببندد.

during the festival, everyone wore a colorful kaffiyeh.

در طول جشنواره، همه یک کفنه‌ی رنگارنگ پوشیدند.

she admired the intricate patterns on the kaffiyeh.

او به الگوهای پیچیده روی کفنه علاقه داشت.

the kaffiyeh has become a global symbol of resistance.

کفنه به یک نماد جهانی مقاومت تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید