| جمع | kauls |
he is going bald at the age of thirty.
وی در سی سالگی از دست دادن موهاش را تجربه می کند.
my uncle has a bald spot on the back of his head.
چنگال من یک نقطه از دست دادن مو در پشت سر دارد.
the bald man wore a hat to cover his bare scalp.
مردی که از دست دادن موهاش را تجربه کرده بود، یک کلاه پوشید تا پوست سر خالی اش را پوشاند.
after shaving his head, he looked completely bald.
پس از ریختن موی سرش، او به طور کامل از دست دادن موهاش نظر داد.
he tried various remedies to prevent going bald.
او سعی کرد تا از دست دادن موهاش را جلوگیری کند، با استفاده از روش های مختلف.
the politician's bald head shone under the stage lights.
سر از دست دادن مو سیاستمدار زیر نورهای صحنه می چرخید.
she massaged her father's bald scalp with oil.
او با روغن پوست سر از دست دادن مو پدرش را ماساژ داد.
his bald patch is becoming more noticeable each year.
نقطه از دست دادن مو او هر ساله بیشتر قابل توجه می شود.
the bald eagle is america's national bird.
پرندگان سرخورده، پرندگان ملی آمریکا هستند.
he decided to embrace his bald look and stopped using hair concealers.
او تصمیم گرفت که به نظر از دست دادن مو خود بپردازد و از ماسک های پوست سر خود استفاده نکند.
the sun made his bald head sweaty during the summer.
خورشید در تابستان باعث شد که سر از دست دادن مو او تعریق کند.
she joked that her husband was as bald as an egg.
او با خنده گفت که همسرش به اندازه یک تخم مرغ سرخورده است.
the aging actor's baldness was evident in his latest film.
سرخوردگی بازیگر پیر شده در فیلم جدیدش واضح بود.
he purchased a special shampoo to combat his baldness.
او یک شامپو ویژه خرید تا با سرخوردگی خود مقابله کند.
they have a genetic tendency to go bald.
آنها دارای تمایل ژنتیکی به سرخوردن هستند.
he is going bald at the age of thirty.
وی در سی سالگی از دست دادن موهاش را تجربه می کند.
my uncle has a bald spot on the back of his head.
چنگال من یک نقطه از دست دادن مو در پشت سر دارد.
the bald man wore a hat to cover his bare scalp.
مردی که از دست دادن موهاش را تجربه کرده بود، یک کلاه پوشید تا پوست سر خالی اش را پوشاند.
after shaving his head, he looked completely bald.
پس از ریختن موی سرش، او به طور کامل از دست دادن موهاش نظر داد.
he tried various remedies to prevent going bald.
او سعی کرد تا از دست دادن موهاش را جلوگیری کند، با استفاده از روش های مختلف.
the politician's bald head shone under the stage lights.
سر از دست دادن مو سیاستمدار زیر نورهای صحنه می چرخید.
she massaged her father's bald scalp with oil.
او با روغن پوست سر از دست دادن مو پدرش را ماساژ داد.
his bald patch is becoming more noticeable each year.
نقطه از دست دادن مو او هر ساله بیشتر قابل توجه می شود.
the bald eagle is america's national bird.
پرندگان سرخورده، پرندگان ملی آمریکا هستند.
he decided to embrace his bald look and stopped using hair concealers.
او تصمیم گرفت که به نظر از دست دادن مو خود بپردازد و از ماسک های پوست سر خود استفاده نکند.
the sun made his bald head sweaty during the summer.
خورشید در تابستان باعث شد که سر از دست دادن مو او تعریق کند.
she joked that her husband was as bald as an egg.
او با خنده گفت که همسرش به اندازه یک تخم مرغ سرخورده است.
the aging actor's baldness was evident in his latest film.
سرخوردگی بازیگر پیر شده در فیلم جدیدش واضح بود.
he purchased a special shampoo to combat his baldness.
او یک شامپو ویژه خرید تا با سرخوردگی خود مقابله کند.
they have a genetic tendency to go bald.
آنها دارای تمایل ژنتیکی به سرخوردن هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید