kazaks

[ایالات متحده]/ˈkæzæk/
[بریتانیا]/ˈkæzæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از یک قوم ترک‌زبان در آسیای مرکزی که عمدتاً در قزاقستان یافت می‌شود؛ فردی از قزاقستان.

عبارات و ترکیب‌ها

kazak culture

فرهنگ قزاق

kazak music

موسیقی قزاق

kazak cuisine

آشپزی قزاق

kazak language

زبان قزاق

kazak horse

اسب قزاق

kazak traditions

آد و رسوم قزاق

kazak art

هنر قزاق

kazak history

تاریخ قزاق

kazak dance

رقص قزاق

kazak fashion

مد قزاق

جملات نمونه

the kazak people have a rich cultural heritage.

مردم قزاق دارای میراث فرهنگی غنی هستند.

many kazak traditions are still practiced today.

بسیاری از سنت های قزاق هنوز امروزه انجام می شوند.

kazak cuisine features delicious meat dishes.

آشپزی قزاق شامل غذاهای گوشتی خوشمزه است.

the kazak language is part of the turkic family.

زبان قزاق بخشی از خانواده ترکمن است.

kazak horses are known for their endurance.

اسب های قزاق به دلیل استقامت خود مشهور هستند.

during the festival, the kazak people celebrate with music.

در طول جشنواره، مردم قزاق با موسیقی جشن می گیرند.

learning about kazak history is fascinating.

آشنایی با تاریخ قزاق جالب است.

kazak yurts are traditional portable dwellings.

یورت های قزاق مسکن های سنتی قابل حمل هستند.

the kazak steppe is vast and beautiful.

اویلاق قزاق وسیع و زیبا است.

kazak folk music often tells stories of the past.

موسیقی محلی قزاق اغلب داستان هایی از گذشته را بیان می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید