kcal

[ایالات متحده]/[ˌkɪˌkæl]/
[بریتانیا]/[ˌkiːˌkæl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیلوکالری؛ کالری (اشکال جایگزین)

عبارات و ترکیب‌ها

kcal count

شمارش کیلوکالری

daily kcal

کیلوکالری روزانه

kcal intake

مصرف کیلوکالری

high kcal

کیلوکالری بالا

low kcal

کیلوکالری پایین

kcal burn

سوزاندن کیلوکالری

track kcal

ردیابی کیلوکالری

kcals per serving

کیلوکالری در هر وعده

kcals consumed

کیلوکالری مصرف شده

kcal deficit

کسر کیلوکالری

جملات نمونه

this smoothie contains 250 kcal, a good start to the day.

این اسموتی حاوی 250 کی کالری است، شروع خوبی برای روز.

to maintain weight, you need roughly 2000 kcal per day.

برای حفظ وزن، شما به طور تقریبی به 2000 کی کالری در روز نیاز دارید.

check the nutrition label for the total kcal content.

برای اطلاع از میزان کل کی کالری، برچسب تغذیه را بررسی کنید.

running burns a significant number of kcal, especially at high intensity.

دویدن کالری زیادی می‌سوزاند، به خصوص در حالت شدید.

a single slice of pizza can easily contain 300 kcal or more.

یک برش پیتزا به راحتی می‌تواند حاوی 300 کی کالری یا بیشتر باشد.

reducing daily kcal intake is key to weight loss.

کاهش مصرف روزانه کی کالری کلید کاهش وزن است.

the athlete consumed 5000 kcal to fuel their training.

ورزشکار برای سوخت رسانی به تمرینات خود 5000 کی کالری مصرف کرد.

this low-kcal soup is a healthy and filling option.

این سوپ کم کالری یک گزینه سالم و سیر کننده است.

calculate your daily kcal needs based on your activity level.

نیاز روزانه کی کالری خود را بر اساس سطح فعالیت خود محاسبه کنید.

even seemingly healthy foods can be high in kcal.

حتی غذاهای سالم به ظاهر نیز می‌توانند حاوی کالری زیادی باشند.

the recipe provides a breakdown of kcal per serving.

دستور غذا میزان کی کالری در هر وعده را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید