keels

[ایالات متحده]/kiːlz/
[بریتانیا]/kiːlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع) ساختار بلند و باریک در پایین یک کشتی
v. (سوم شخص مفرد) واژگون کردن یا غرق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

keels over

واژه‌خوردن

keels of ships

کِيل‌های کشتی‌ها

keels and hulls

کِيل‌ها و بدنه

keels flat

کِيل‌های صاف

keels in water

کِيل‌ها در آب

keels of boats

کِيل‌های قایق‌ها

keels at rest

کِيل‌های در حالت سکون

keels underwater

کِيل‌های زیر آب

keels on deck

کِيل‌ها روی عرشه

جملات نمونه

the ship's keels help maintain stability in rough waters.

کیلها به حفظ ثبات در آب‌های خروشان کمک می‌کنند.

he inspected the keels of the boats before the race.

او کیله‌های قایق‌ها را قبل از مسابقه بررسی کرد.

keels are essential for the navigation of sailing vessels.

کیلها برای هدایت کشتی‌های بادبانی ضروری هستند.

the design of the keels can affect the boat's performance.

طراحی کیلها می‌تواند بر عملکرد قایق تأثیر بگذارد.

they made modifications to the keels for better speed.

آنها برای افزایش سرعت، تغییراتی در کیلها ایجاد کردند.

understanding the function of keels is important for sailors.

درک عملکرد کیلها برای دریانوردان مهم است.

the keels were damaged during the storm.

کیلها در طول طوفان آسیب دیدند.

some boats have retractable keels for shallow waters.

برخی از قایق‌ها دارای کیلهای تاشو برای آب‌های کم‌عمق هستند.

he learned how to repair the keels of his yacht.

او یاد گرفت که چگونه کیله‌های قایق تفریحی خود را تعمیر کند.

keels play a crucial role in the design of marine vessels.

کیلها نقش مهمی در طراحی کشتی‌های دریایی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید